السيد الخميني

88

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

ايران ؛ همهء اهالى ايران ديوانه‌اند ؛ براى اينكه شاه كه اين قدر رئوف است مىخواهد شما را آزاد كند ، خوب شما نمىخواهيد آزاد بشويد ؟ اينكه مىخواهد يك زندگى خوبى به شما بدهد ، آخر چرا از زير بار زندگى خوب ، شما بيرون برويد ؟ شما دلتان نمىخواهد اتومبيل داشته باشيد ، دلتان نمىخواهد زندگى مرفه ؟ او مىخواهد بدهد ؛ همين طور جلو آورده ، دستهايش را اين طور كرده : آقا بيا بگير ، حالا مىزنيد زير دستش كه برو ما نمىخواهيم ؟ اين منطق آقاى كارتر است . منطق رئيس جمهور امريكا ! با فهم اين را مىگويند ! نه اينكه نمىفهمد ، كارتر را نمىتوانيم بگوييم نفهم است ؛ كارتر با فهم اين حرف را مىزند و مىگويد ؛ شايد يك دسته‌اى اغفال بشوند . بر فرض كه يك دسته‌اى را شايد اغفال كند ؛ شيطنت دارد . شكنجه و زندان در منطق شاه آزادى است ماها گرفتار يك همچو موجوداتى هستيم در عالَم . ما مردمى عقب مانده ، منطق ما اين است كه آقا ، مال خودمان را مىخواهيم خودمان صرف بكنيم . ما مردمى كه شما مىگوييد كه عقب مانده‌اند اينها . گاهى هم مىگويند اينها لايق آزادى [ نيستند ] . خود شاه اينها را مىگويد كه مملكت ما باز افرادش جورى نشدند كه لايق بشوند آزاد بشوند . همهء اينها چون لايق نيستند ، بايد توى حبس باشند . اينها لايق اينكه بگوييم آقا حبس نباشيد ، لايق اينكه به آنها آزادى بدهيم [ نيستند ] ، مملكت ما افرادش لايق نيستند كه آزادى بدهيم ! چرا ؟ براى اينكه دارند فرياد مىزنند ، داد مىزنند كه آقا آزادى بدهيد ، آزادى بدهيد . اينها لايق نيستند ؟ شما ببينيد از آن بچهء كوچولو ، حالا خوب بچه [ ها ] هم از بزرگها گرفتند ديگر ، اين بچهء چند ساله به من دارد مىگويد ؛ چهار - پنج ساله تا آن آخر : « استقلال ، آزادى » . اينها آزادى مىخواهند و استقلال مىخواهند . همهء مردم دارند فرياد مىزنند كه ما استقلال مىخواهيم ، ما آزادى مىخواهيم . خوب ، اگر آنها آزادى داشتند ، ديگر چه چيز مىخواهند ؟ اگر ايشان مىخواهند آزادى بدهد ، اين همه مردم فرياد مىزنند « استقلال ، آزادى » ؛ چيست ؟ معلوم مىشود منطقها فرق دارند . منطق شاه اين است كه مملكت من آزادى است ؛ يعنى همهء آنها تحت شكنجه‌اند ؛ اين