السيد الخميني
72
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
« انقلاب » از شاه و ملت مىباشد ، ديگر چه احتياجى به حزب تحميلى است ؟ ! دربارهء اين حزب - به اصطلاح - « رستاخيز ملى ايران » بايد گفت اين عمل - با اين شكل تحميلى - مخالف قانون اساسى و موازين بين المللى است و در هيچ يك از كشورهاى عالم نظير ندارد . ايران تنها كشورى است كه حزبى به امر « ملوكانه » تأسيس كرده و ملت مجبور است وارد آن شود ، و هر كس از اين امر تخلف كند سرنوشت او يا حبس و شكنجه و تبعيد و يا از حقوق اجتماعى محروم شدن است . مردم محروم اين كشور مجبورند موافقت خود را با نظام شاهنشاهى اعلام كنند ؛ نظام پوسيدهاى كه از نظر اسلام مردود و محكوم به فناست ؛ نظامى كه هر روز ضربهء تازهاى بر پيكر اسلام وارد مىآورد ، و اگر خداى نخواسته فرصت يابد اساس قرآن را برمىچيند ؛ نظامى كه هستى ملت را به باد فنا داده و تمام آزاديها را از او سلب كرده است ؛ نظامى كه طبقات جوان روشنفكر را در زندانها و تبعيدگاهها از هستى ساقط نموده و باز مىخواهد با اين حزب بازى اجبارى ، بر قربانيها و زندانيهاى خود بيفزايد . مردم مسلمان ايران مجبورند در برابر شاهى سر تسليم فرود آورند كه دستش تا مرفق به خون علماى اسلام و مردم مسلمان آغشته است . شاهى كه مىخواهد تا قطرهء آخر نفت اين كشور را بفروشد و پولش را - به عناوين مختلف - به سرمايه داران و چپاولگران تقديم نمايد و به آن افتخار كند . استعمار امريكا از ذخاير هنگفت نفت خود استفاده نمىكند ، و از ديگران مىخرد كه براى مصالح كشورش محفوظ باشد ؛ ولى شاه ايران اين طلاى سياه را مىفروشد و خزانهء ايران و ملت را تهى مىكند ، و درآمد آن را به جاى اينكه صرف اين ملت پابرهنه و گرسنه نمايد ، به اربابان استعمارگرش وام مىدهد ؛ و يا اسلحههاى خانمانسوز و مخرب مىخرد تا از منافع و مطامع استعمارگران در ايران و منطقه نگهبانى كند ، و به خونريزى و سركوبى جنبشهاى ضد استعمارى ادامه دهد . او تا ديروز با اخذ وامهاى كمرشكن از خارج ، اقتصاد ايران را به ورشكستگى مىكشانيد و امروز با دادن وامها و خريد اسلحه ، ملت را به افلاس كشانيده و از رشد بازمىدارد