السيد الخميني
73
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
. معاملات اسارتبار و بخصوص معاملهء 15 ميليارد دلارى اخير با استعمار امريكا ، ضربهء نابودكنندهء ديگرى است كه شاه به اقتصاد ايران وارد ساخته و چوب حراج تازهاى است كه بر ثروت و ذخاير ملت محروم ايران مىزند . ملت ايران مجبور است به كسى رأى موافق بدهد كه وضع كشاورزى و دامپرورى ايران را چنان به عقب رانده كه اكنون بايد گندم ، برنج ، گوشت ، روغن و ساير ارزاق را با قيمتهاى هنگفت وارد كند . شاه كه در آغاز طرح - به اصطلاح - « انقلاب سفيد » به دهقانان نويد مىداد كه در سايهء اصلاحات ارضى ، غلهء مورد نياز كشور در داخل تأمين مىشود ، اكنون به جاى خجلتزدگى افتخار مىكند كه دو ميليون و نيم تن گندم و چهار صد هزار تن برنج در سال جارى وارد كرده است ! در صورتى كه مطلعين مىدانند كه يك استان ايران ، مثل خراسان ، قدرت تهيهء گندم براى تمام كشور را داشت و اين قدرت را « انقلاب سفيد شاه » سلب كرد . شاه بيش از ده سال است كه فرياد از پيشرفت كشور مىزند ، در حالى كه اكثريت ملت را در فقر و فاقه غوطهور ساخته . ظاهر تهران را آراسته و از دسترنج ملت براى عمال خود عمارات چند طبقه بنا مىكند ولى در دهات و قصبات - كه قسمت عمدهء جمعيت ايران را تشكيل مىدهند - از مواهب اوليهء زندگى خبرى نيست ، و اكنون وعدهء 25 ساله به مردم مىدهد . ولى مردم آگاه ايران توجه دارند كه اين وعدههاى او پوچ و عارى از حقيقت است . قدرت كشاورزى از كشور سلب گرديده ، وضع كشاورزان و كارگران روز به روز وخيمتر شده و از صنعتى شدن مستقل و غير وابسته جز اسمى نيست و نخواهد بود مگر اينكه به خواست خداى قادر اين رژيم پوسيده تغيير كند . با تمام شدن ذخيرهء نفت به دست اين رژيم ، آن چنان فقرى به ملت روى مىآورد كه جز تن به اسارت دادن راهى ندارد . ملت شريف ايران ، كه نه زراعت دارد و نه صنعت ، بايد با فقر و فلاكت دست به گريبان باشد و يا به عملگى براى سرمايه داران تن در دهد . شاه از مشروطه و قانون اساسى دم مىزند ، در صورتى كه خود او در رأس مخالفين قانون اساسى و مشروطيت ، اساس مشروطه را از بين برده است ؛ كه نمونهء بارز آن مصاحبه