السيد الخميني

367

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

شركت نكنند در جشنها ؛ جايز نيست شركت كردن در اين جشنها . هر چه مىتوانند از زير بار اين طور چيزها در بروند . اگر علماى ايران دسته جمعى اعتراض كنند همه‌شان را مىگيرند ؟ ! همهء علماى ايران را مىگيرند و اعدام مىكنند يا تبعيد مىكنند ؟ ! اگر از تمام مملكت ايران ، علماى ايران - كه اقلًا صد و پنجاه هزار نفر معمم در ايران دارد و آن همه ملا و مرجع و حجت الاسلام و آيت اللَّه دارد - اگر اينها اعتراض كنند و اين مُهر سكوت را بردارند و اين امضا را ( كه به سكوت آنها امضا حساب مىشود ) اين مُهر را بردارند ، سكوت را بردارند ، همهء آنها را از بين مىبرند ؟ ! آنها اگر مىخواستند از بين ببرند اولش خوب بود مرا از بين ببرند ؛ نبردند هم ؛ صلاحشان نمىدانند . اى كاش صلاحشان بود ! من مىخواهم چه كنم اين زندگى را ؟ مرگ بر اين زندگى من . آنها خيال مىكنند كه من از اين زندگى ، خيلى خوشى دارم مىبرم كه تهديد من مىكنند . چه زندگى است كه من دارم . هر چه زودتر بهتر . بيايند ؛ هر چه زودتر بهتر . خوب ، « عِنْدَ أكْرَمِ الْأكْرَمين » انسان مىرود . آنجا كريم است ؛ خدا كريم است . لا اقل گوش انسان از اين طور چيزهايى كه مىشنود ، هر روز مىشنود ، هر روز نالهء مردم را مىشنود ، هر روز اطلاع مىدهند كه دخترها را چه كردند ، دخترها را كشتند بعضىشان را ، سر ناهار ريختند آن قلدرها و چماق كِشها ، ريختند سر ناهار ، ديگ ، نمىدانم ، [ آب يا غذاى ] جوش را ريختند به سر اين بيچاره‌ها . چه شده است ؟ گفتند مثلًا مرده باد زيد ، زنده باد زيد . اين آدم كشتن دارد ؟ ! گفتند ما جشن 2500 ساله را مىخواهيم چه كنيم ؟ ! جشن را آنها بايد بگيرند كه زندگى دارند ، آنها بايد بگيرند كه يك حكومتى دارند كه در تحت نظر آن حكومت در رفاه هستند ، در پناه هستند . جشن براى حضرت امير بايد بگيرند كه در زير شمشير او مردم در پناه هستند ، مردم در امان هستند ؛ هيچ كس نمىترسد در حكومت او الّا از خودش ؛ از حكومت نمىترسد . براى اينكه حكومتْ حكومت عدل است . اصلش حكومت عدل ترس ندارد ؛ از خودش انسان بايد بترسد . اما اينجا اين طورى است ؟ مملكت ما اين جور است كه مردم از خود شما بتوانند يا . . . همه در فكر اين هستند كه چه وقت مأمورْ درِ خانه بيايد . بيگناه است اما خوب چه بكند با احتمال ، با احتمال ضعيف ؛