السيد الخميني

368

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

همان طورى كه در زمان حجاج و ابن زياد و اينها بود كه همان احتمال اين معنا را كه شيعهء على - عليه السلام - باشد كافى بود . حالا هم يك احتمال ضعيفى بدهند كه اين مثلًا چطور است ؛ اين كافى است براى اينكه او را بگيرند ، او را زجر كنند ، او را چه بكنند . يك كلمهء نصيحت كسى مىكند و يك كلمهء نصيحت را يك كسى منتشر مىكند ، مىگيرند او را . حالا معلوم هم نيست از كجا هست . يك كسى يك كلمه در سر منبر حرف مىزند ، يك كلمه‌اى كه اصلًا خيلى هم برخورد ندارد ؛ همان ادنى كلمه همان و او را گرفتن و حبس كردن همان ! ما موظف نيستيم كه اين جنايات را - لا اقل - ذكرش بكنيم ؟ ! لزوم اعتراض دسته جمعى روحانيت به جشنهاى 2500 ساله من وظيفه مىدانم ، چه بكنم ؟ من وظيفه مىدانم ، وظيفهء خودم مىدانم كه تذكر به شما بدهم [ و ] تا آن اندازه كه صداى من مىرسد فرياد كنم ، تا آن اندازه‌اى كه قلم من مىرسد بنويسم منتشر كنم . اگر آقايان هم صلاح دانستند ، اين امت اسلامى را امت خودشان دانستند ، شيعهء خودشان دانستند ، آنها هم بكنند . اگر صلاح ندانستند ان شاء اللَّه خداوند حفظشان كند . گرفتاريهاى ما اينهاست . من چه بكنم ؟ من حالا به شما اخلاق بگويم ؟ ! اساس مسلمين و اسلام را دارند از بين مىبرند ، من براى شما حالا بنشينم تهذيب نفس بگويم ؟ ! مهذب نيستم كه در فكر نيستم ؛ اگر مهذب بوديم در فكر بوديم . شماها راه داريد و آن اين است كه يكى يك كاغذ بنويسيد . كاغذ كه اين قدر تمبرش ، پولش زياد نيست ؛ و لو مئونهء « 1 » شما كم است لكن يك كاغذ براى خاطر خدا بنويسيد به حكومت ايران به اينكه آقا ! اين جشن را دست از آن بردار . مردم گرسنه‌اند ؛ گرسنه‌ها را سير كنيد . از آقايان خواهش كنيد كه آنها هم خواهش كنند . من نمىگويم آنها صحبت بكنند ؛ آنها هم خواهش كنند ؛ به طور تمنا و خواهش . بخواهيد از آقايان ، از افاضل اينجا ، از علماى اينجا و از مراجع اينجا كه آقا نصيحت كنيد اين حكومت را . اين دارد پدر مردم

--> ( 1 ) - رزق و هزينه .