السيد الخميني

191

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

نامه [ به آقاى سيد احمد خمينى ( شهريه طلاب ) ] زمان : 1347 ه . ش . / 1388 ه . ق مكان : نجف موضوع : شهريهء طلاب مخاطب : خمينى ، سيد احمد بسمه تعالى احمد عزيزم ان شاء اللَّه سلامت باشيد . مرقومى كه به مادر نوشته بوديد و اصل شد . باز اصرار نموده بوديد راجع به آقاى مذكور ، « 1 » نمىدانم اين چه اصرارى [ است ] ! شما مگر طريقهء اين جانب را نمىدانيد كه بناى تشبثات در اين امور را ندارم و صلاح دين و دنياى من اين كارها نيست . از قرارى كه بعضى نقل كرده‌اند شما براى گرفتن شهريهء اصحاب هر ماه تهران مىرويد ؛ خيلى تعجب كردم بلكه باور نكردم ، اين امر را شما انجام ندهيد ؛ يك نفر برود بگيرد بياورد . براى شما خيلى سبُك است هر ماه براى اين امر رفتن ؛ بلكه قدرى به تهران رفتن [ را ] تخفيف دهيد . به آقاى لواسانى « 2 » پيغام دهيد كه از قرارى مرقوم داشته‌ايد صورت حساب ماه مبارك را فرستاده‌ايد و آن به من نرسيده است « 3 » و باز پيغام دهيد كه مسافر مطمئن نيست كه جواب مرقومات شما را بدهم و قبوض را

--> ( 1 ) - مقصود ، آيت اللَّه ربانى شيرازى است كه طرح ايشان و من اين بود كه تعدادى از فضلا را در منزل امام به هر قيمتى و لو با پول جمع كنيم تا پيغامها و مواضع امام را سريعاً به حوزهء قم و ساير جاها برسانيم ؛ امام با اين كار شديداً مخالفت كردند . باز من به وسيلهء مادرم نوشتم كه در اينجا باز توبيخ شده‌ام و حق هم با امام بود . ( 2 ) - آيت اللَّه سيد محمد صادق لواسانى . ( 3 ) - نرسيدن اين گونه نامه‌ها به علل مختلف بود : 1 - طرف رودربايستى داشت ، نامه را مىگرفت و قهراً پولى هم مىگرفت ؛ بعد نامه را پاره مىكرد و دور مىريخت . 2 - گاهى مسأله لو مىرفت و كاغذ به دست ساواك مىافتاد ولى اسامىاى را كه آقاى لواسانى و خيلى از وكلاى امام در شهرستانها براى امام مىفرستادند اسم مستعار بود و فقط اسم بود يعنى مثلًا كسى كه اسمش محمود تقوى بود به او مىگفتند نام تو تقى باشد و رسيد به نام تقى برايت مىفرستيم ، بعد در صورت حساب مىنوشتند تقى مثلًا هزار تومان . وقتى از آقاى لواسانى سؤال مىكردند كه - مثلًا - تقى كيست مىگفت : من وكيل آقاى خمينى هستم ، افراد را نمىشناسم ؛ خودش مىآيد و مىگيرد . وقتى خطر رفع مىشد پيغام مىدادند بيا كه قبضت رسيده است . البته اكثر مقلدين امام اصلًا قبض نمىخواستند .