السيد الخميني
192
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
برسانم ؛ ان شاء اللَّه هر وقت پيدا شد مىفرستم . و باز به ايشان پيغام دهيد كه اگر براى آن شخص محترم « 1 » خداى نخواسته حادثهاى پيدا شد ، آقازادهء محترمشان خوب است انجام دهند و در صورتى كه لازم است وكالت براى ايشان بفرستم ، مرقوم داريد . و السلام عليك . از شما اميد دعا دارم ، چنانچه به شما و محترمهء مكرمه دعا مىكنم . پدرت
--> ( 1 ) - به دنبال تعطيل شهريهء قم امام ، تصميم گرفتيم به هر صورتى شده است شهريهء امام را بدهيم . آقاى حاج شيخ حسن صانعى و آقاى حاج شيخ فضل اللَّه محلاتى را به بيت آيت اللَّه حاج ميرزا احمد آشتيانى ( روحانى درجهء يك تهران و همطراز آيت اللَّه خوانسارى ) فرستاديم كه پول هست ولى نمىگذارند به طلاب بدهيم ؛ ما حاضريم اين پول را با عنوان حضرت عالى بپردازيم و از اين ماه شهريهء شما شود . ايشان مسأله را موقوف به استخاره كردند ، البته بعد از مباحثات بسيار كه طلاب فقيرند و شما احساس مسئوليت نمىكنيد كه وجوهات باشد و به مصرف طلاب نرسد ، در اين هنگام قرار بر استخاره شد . آيت اللَّه ميرزا باقر آشتيانى - فرزند ايشان - استخاره مىكند ، استخاره خوب مىآيد و قبول مىكند و اجازه از امام مىخواهند . امام براى آيت اللَّه العظمى آقاى حاج ميرزا احمد آشتيانى - فيلسوف و فقيه و تقريباً بيست سال از امام بزرگتر - نامهاى بسيار محترمانه نوشتند كه بالاخره در آن اجازه داده بودند كه ايشان وجوهات را بگيرند ، وجوهات موجود هم به اسم ايشان داده شود . اين مسأله مثل بمب در محافل روحانى تهران صدا كرد و معلوم بود كه روحانيون مخالف امام ساكت ننشستهاند . به ايشان خيلى مراجعه شد كه شأن شما اجل از اين است كه حالا وكيل آقاى خمينى بشويد ؛ ولى ايشان زير بار حرف آنها نرفتند . مدتى به اسم ايشان شهريه داده مىشد . جناب حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ حسن صانعى ، كه در آن موقع تقريباً بعد از وكيل امام در قم - آقاى لواسانى - همه كارهء منزل امام بود ، در آن موقع شهريهء امام را مىداد . قرار شد ايشان برود و در موقع شهريه دادن در بين مقسمين شهريه بنشيند تا اندك طلابى كه از قضيه خبر نداشتند كه شهريهء امام است ، مطلع شوند . ماه اول ايشان اين كار را كرد . در پروندهء ( ساواك ) امام آمده است كه آقاى حاج شيخ حسن صانعى كه حقوق طلاب آقاى خمينى را مىپرداخته در مكان شهريهاى كه خمينى به نام آشتيانى مىدهد ، نشسته است تا معلوم شود شهريهء خمينى است . ساواك قم در ماه دوم از طريق آقاى حاج ميرزا ابو القاسم آشتيانى كه وكيل امام هم بود و از طرف مرحوم آشتيانى مسئول پرداخت شهريهء امام به نام آقاى آشتيانى شده بود ، طى يادداشتى براى آقاى صانعى نوشته بود : « بودن شما در اين مكان ضرورى نيست و بايد جلسه را ترك كنيد » . ايشان با من مشورت كرد ، قرار شد نرود ؛ چرا كه همه مىدانستند شهريهء امام است و ما با همين ، مستمسكى به دست ساواك ندهيم . حال آيت اللَّه العظمى حاج ميرزا احمد آشتيانى خوب نبود و در شرف مرگ بود . امام به آقاى لواسانى نوشتند كه اگر شما صلاح مىدانيد به آيت اللَّه آقاى حاج ميرزا باقر آشتيانى كه تقريباً همسن امام بود ، وكالت داده شود . از بس امام به آقاى لواسانى علاقه داشت از ايشان مشورت كرد كه نكند ايشان كه وكيل تام الاختيار امام است برنجد . بعد هم آقاى آيت اللَّه حاج ميرزا محمد باقر آشتيانى شهريهء امام را ادامه داد تا آخر و شهريهء امام در قم ترك نشد . نقش شهريه در حوزههاى علميه در تثبيت مرجعيت و مبارزه بسيار زياد است . ( پاورقىهاى اين نامه به قلم آقاى سيد احمد خمينى نگارش شده است ) .