السيد الخميني
693
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
آيات شريفه بقوله : هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ « 1 » و بقوله : كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ « 2 » الى غير ذلك ، حق را بشناسد ، حق را به حق شناخته « 3 » . پنجم ، احتمالى است كه به نظر نويسنده رسيده است . و آن معلوم شود پس از تذكر يك مقدمه كه در علم اسماء و صفات مقرر است . و آن اين است كه از براى ذات مقدس حق - جلّ و علا - اعتباراتى است كه براى هر اعتبارى اصطلاحى مقرر شده : يكى ، اعتبار ذات من حيث هى ، كه به حسب اين اعتبار ذات مجهول مطلق و هيچ اسم و رسمى از براى او نيست ، و دست آمال عرفا و آرزوى اصحاب قلوب و اوليا از آن كوتاه است . و گاهى از آن در لسان ارباب معرفت به « عنقاى مُغرِب » تعبير شده : « عنقا شكار كس نشود دام باز گير » « 4 » . و گاهى تعبير به « عَماء » يا « عَمى » شده : رُويَ أَنَّهُ قيلَ لِلنَّبِيِّ ، صلّى اللَّه عليه وآله : أَيْنَ كانَ رَبُّكَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ ؟ قالَ : « في عماء » « 5 » . و گاهى تعبير به « غيب الغيوب » و « غيب مطلق » و غير اينها شده است . گرچه تمام تعبيرات از آن كوتاه است ، و « عنقا » و « عماء » و ديگر تعبيرات به حسب ذوق عرفانى ، مطابق با ضربى از برهان ، راجع به اين مقام نيست . و اعتبار ديگر ، اعتبار ذات است به مقام تعيّن غيبى و عدم ظهور مطلق . كه اين مقام را « احديّت » گويند . و اكثر آن تعبيرات با اين مقام سازش دارد . و در اين مقام اعتبار اسماء ذاتيه ، به حسب اصطلاح علماى اسماء ، شود ؛ مثل « باطن » مطلق و « اوّل » مطلق و « علىّ » و « عظيم » . چنانچه از روايت كافى استفاده شود كه اوّل اسمى كه حق براى خود
--> ( 1 ) - « هر جا كه باشيد او با شماست » . ( الحديد ( 57 ) : 4 ) ( 2 ) - « جز ذات او همه چيز نابود شونده است » . ( القصص ( 28 ) : 88 ) ( 3 ) - الوافي ، ج 1 ، ص 338 - 339 . ( 4 ) - مصرع دوم آن : « كانجا هميشه باد به دست است دام را » . ( ديوان حافظ ، ص 76 ، غزل 9 ) ( 5 ) - « روايت شده كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدند ؛ " پروردگار تو پيش از آنكه آفريدگان را بيافريند كجا بود " فرمود : " در ابرى " » . ( عوالي اللآلي ، ج 1 ، ص 54 ؛ المسند ، أحمد بن حنبل ، ج 12 ، ص 485 ، رقم 16144 ؛ ور . ك : الفتوحات المكّية ، ج 2 ، ص 63 ؛ اصطلاحات الصوفية ، ص 131 ؛ شرح فصوص الحكم ، قيصرى ، ص 118 ، 295 و 731 )