السيد الخميني

607

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

است نه داشتن هفت حجاب ؛ پس مناسب بود كه آن را ذكر فرمايند . و اما به حسب معنا ، زيرا كه ظاهر آن است كه اين حجب كه از براى حق تعالى است از نور و ظلمت حجب خلقى باشد نه اسماء و صفاتى ؛ بنابراين ، لازم [ است ] كه اقرب از نور پاك رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - خلقى باشد ؛ با آن‌كه ثابت شده است كه آن ذاتْ حجابِ اقرب و مخلوق اوّل است ، بلكه حجب اسمائى و صفاتى نيز براى آن سرور نيست ؛ چنانچه در مقام خود مقرر است . و اما مقامات و لطايف سبعهء خود آن سرور نيز حجاب خود او نيست . وجه دوم آن است كه محدّث خبير ، مرحوم مجلسى - اعلى اللَّه فى القُدس مقامه - وجيه دانسته‌اند ، و از بعضى ديگر هم نقل فرموده‌اند . و آن آن است كه اين جمله بر سبيل مقدمه ذكر شده ، و مقصود آن است كه آن حضرت را به جمله‌هاى بعد توصيف كند « 1 » . يعنى : " چطور مىتوان بنده‌اى را توصيف كرد كه خداوند [ كه ] از بندگان به هفت حجاب پنهان است ، طاعت او را در زمين مثل طاعت [ خود ] در آسمان قرار داده ؛ مثل پادشاهى كه خود در پس هفت حجاب است از رعيت و ممكن نيست براى آنها وصول به او ، ولى وزيرى را واسطه قرار دهد و مبعوث كند به سوى آنها ، و به آنها بنويسد كه امر او امر من است . " و مراد از « سبع حجاب » سماوات سبع است كه وحى حق از ماوراى آنها به توسط پيغمبر به ما رسد . و احتمال ديگرى نيز قريب به اين داده‌اند ، الّا اين‌كه هفت حجاب را حجب نوريهء اسمائيه گرفته‌اند « 2 » . و اين احتمال گرچه مناقشهء معنويهء سابقه را ندارد ، ولى به حسب لفظ و مقام توصيف نيز بعيد است ؛ بلكه بعيدتر از سابق است . و احتمال ديگر در اين مقام هست كه به حسب معنا خيلى صحيح و دل‌چسب است ، و به حسب مقام نيز مناسب است ، الّا آن‌كه صحّت آن احتمال مبتنى است بر يكى از دو امر : يا آن‌كه احْتَجَبَ متعدّى و به معنى « حَجَب » استعمال شده باشد . و يا آن‌كه متعدّى

--> ( 1 ) - مرآة العقول ، ج 9 ، ص 71 ، حديث 16 . ( 2 ) - همان .