السيد الخميني
569
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
حضرت على بن الحسين - عليهماالسلام - قرآن را بهطورى نيكو تلاوت مىفرمود كه كسانى كه از آنجا عبور مىكردند ، از قبيل سقّاها ، آنجا توقف مىكردند و بعضى از استماع آن غش مىكردند « 1 » . ولى ما هر وقت مىخواهيم صوت حَسَن و آواز نيكوى خود را به مردم ارائه دهيم ، قرآن يا اذان را وسيله قرار مىدهيم ؛ و مقصد ما تلاوت قرآن نيست و عمل به اين استحباب نمىباشد . بالجمله ، مكايد شيطان و نفس امّاره بسيار است ؛ و غالباً حق را به باطل مشتبه مىكند و زشت و زيبا را با هم ملتبس مىنمايد . بايد از مكايد او به خداوند پناه برد . فصل در بيان رفع يد در نماز و تقليب آن است اينكه در اين حديث شريف وارد است كه « بر تو باد به بلند كردن دستها در نماز و برگرداندن و تقليب نمودن آن » ظاهر آن است كه رفع دست در وقت تكبيرات باشد . و مقصود از « تقليبِ » آن محتمل است باطن كفها را به سوى قبله متوجه كردن باشد ؛ چنانچه يكى از مستحبات ، رفع دست است در وقت تكبير . و شايد از رفع يد در اين حديث مقصود رفع در وقت قنوت باشد ؛ و مقصود از تقليب آن باشد كه باطن كفها را به سوى آسمان قرار دهد ؛ چنانچه فقها - رضوان اللَّه عليهم - فتوا به استحباب آن دادند و در دليل آن مناقشه كردند « 2 » . گرچه بعد از سيرهء قطعيهء متشرعه ، بهطورى كه از قنوت گويى جز اين ترتيب چيز ديگر نمىفهمند و به رفع يَدَيْن مطلقاً هرطور اتفاق افتد كفايت نكنند ، احتياج به دليل ديگر نيست . بالجمله ، اظهر در اين روايت شريفه احتمال اوّل است . و بدانكه مشهور بين فقها - رضوان اللَّه عليهم - استحباب رفع دستهاست در
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 211 ، « كتاب الصلاة » ، « أبواب قراءة القرآن » ، باب 24 ، حديث 2 و 4 . ( 2 ) - ر . ك : مستند الشيعة ، ج 5 ، ص 390 ؛ جواهر الكلام ، ج 10 ، ص 368 - 369 .