السيد الخميني

37

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

مجادلهء اهل علم و حديث است « 1 » . انسان اگر احتمال صحت هم بدهد ، بايد خيلى درصدد رفع اين خصلت باشد . رُوِيَ عَنْ عِدَّةٍ مِنَ الأَصْحابِ أَنَّهُمْ قالُوا : خَرَجَ عَلَيْنا رَسُولُ اللَّهِ - صلّى اللَّه عليه وآله - يَوْماً وَنَحْنُ نَتَمارى في شَيْءٍ مِنْ أَمْرِ الدّين ، فَغَضِبَ غَضَباً شَديداً لَمْ يَغضَبْ مِثْلَهُ . ثمَّ قالَ : « إنما هلك من كان قبلكم بهذا ، ذروا المراء ، فإن المؤمن لا يماري ، ذروا المراء فإن المماري قد تمت خسارته ، ذروا المراء ، فإن المماري لا أشفع له يوم القيامة ، ذروا المراء فإني زعيم بثلاث أبيات في الجنة ؛ في رياضها و أوسطها و أعلاها لمن ترك المراء و هو صادق ، ذروا المراء ، فإن أول ما نهاني عنه ربي بعد عبادة الأوثان المراء » « 2 » . وعَنْهُ صلّى اللَّه عليه وآله : « لا يستكمل عبد حقيقة الإيمان حتى يدع المراء و إن كان محقا » « 3 » . احاديث در اين باب بسيار است . چقدر زشت است كه انسان به واسطهء يك مغالبهء جزئى ، كه هيچ ثمرى و اثرى ندارد ، از شفاعت رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - محروم بماند ؛ و مذاكرهء علم [ را ] ، كه افضل عبادات و طاعات است اگر با قصد صحيح باشد ، به صورت اعظم معاصى درآورد و تالى عبادت اوثانش كند .

--> ( 1 ) - ر . ك : الفتوحات المكّية ، ج 1 ، ص 298 . ( 2 ) - « از گروهى از اصحاب روايت شده است كه گفتند : روزى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر ما وارد گشت و ما در حال مجادله با يكديگر دربارهء مسأله‌اى دينى بوديم . پيامبر سخت در خشم شد چنان‌كه تا آن وقت وى را بدان حد خشمگين نديده بوديم ، سپس فرمودند : « پيشينيان شما را جدال و مراء هلاك كرد » . آن گاه فرمود : « مجادله را ترك گوييد چه مؤمن هرگز در بحث به ستيز نمىپردازد ، مجادله را ترك گوييد كه مجادله‌گر زيان ديده است ، مجادله را ترك گوييد كه من در روز قيامت از آن‌كه مناقشه كند ، شفاعت نكنم ، مجادله را ترك گوييد كه من آن را كه ترك مجادله كند در حالى كه حق با اوست سه خانه را در بهشت ضامن خواهم بود سه خانه در باغ‌هاى جنت و در ميانهء آن و بالاترين طبقهء آن ، مجادله را ترك كنيد ، زيرا پروردگارم بعد از پرستش بتان اوّلين چيزى كه مرا از آن نهى فرمود « مراء » بود » . ( منية المريد ، ص 316 ؛ بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 138 ) ( 3 ) - از پيامبر نقل شده است : « ايمان در بنده به كمال نرسد تا آن‌كه مناقشه را ترك كند اگر چه حق با او باشد » . ( منية المريد ، ص 171 ؛ بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 138 ، حديث 53 )