السيد الخميني

348

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

انسان بايد ملاحظه كند كه داعى نفسانى او در اين غيبت آيا همين داعى شرعى الهى است ، يا داعى شيطانى و محرّك نفسانى در آن مدخليت دارد . اگر داعى الهى دارد ، از عبادات به شمار مىآيد ؛ بلكه غيبت با قصد اصلاح متجاهر و عاصى از اوضح مصاديق احسان و انعام به اوست ، گرچه خودش نفهمد . ولى اگر مشوب به فساد و هواهاى نفسانى است ، در صدد تخليص نيت برآيد و از اعراض مردم بدون قصد صحيح اعراض كند بلكه عادت دادن نفس را به غيبت در مورد جايز نيز مضر به حال آن است ؛ زيرا كه نفس مايل به شرور و قبايح است ، ممكن است به واسطهء احتراز ننمودن از آن در موارد جايز ، كم كم وارد شود به مرحلهء ديگر كه آن موارد محرّمه است . چنانچه ورود در شبهات با آن‌كه جايز است ولى نيكو نيست ؛ چون آنها حِماى محرّمات است و ممكن است انسان به واسطهء ورود در آنها در محرّمات نيز وارد شود . انسان بايد حتىالامكان نفس را پرهيز از اين امور دهد و از چيزهايى كه احتمال سركشى نفس در آنها مىرود احتراز كند . بلى ، در مواردى كه غيبت واجب مىشود ، مثل مورد سابق و بعضى موارد ديگر كه علما ذكر فرموده‌اند ، البته بايد اقدام نمود ، ولى نيت را از هواى نفس و متابعت شيطان بايد تخليص نمود . ولى در موارد جواز ترك آن اولى و احسن است . هر امر جايزى را انسان نبايد مرتكب شود ؛ و خصوصاً اين‌طور از امور كه مكايد نفس و شيطان در آن خيلى كارگر است . در روايت است كه حضرت عيسى - سلام اللَّه عليه - با حواريّين به مردار سگى گذشتند . حواريّين گفتند : چقدر بوى اين مردار بد است ! حضرت عيسى - عليه السلام - فرمود : چقدر دندان‌هاى او سفيد است ! « 1 » البته مربى نوع بشر بايد صاحب چنين نفس تزكيه شده‌اى باشد . راضى نشد از مصنوع حق تعالى ذكر سوء شود . آنها نقص او را ديدند ، آن حضرت كمال آن را گوشزد آنها كرد .

--> ( 1 ) - وَرُوِيَ أَنَّهُ عليه السلام مَرَّ وَالْحَواريّونَ عَلى جيفَةٍ ، فَقالَ الْحَواريّونَ : ما أَنْتَن ريحَ هذَا الْكلبِ : فَقَالَ عِيسَى عليه السلام : « مَاأَشَدَّ بَيَاض أَسْنانِهِ » . ( إحياء علوم الدين ، ج 3 ، ص 210 ؛ المصنّفات الأربعة ، كشف الريبة ، ص 34 )