السيد الخميني

347

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

كردى . پس بدان با خداوند نمىتوانى ستيزه كنى . خداوند قادر است با همين غيبت تو آن شخص را در نظر مردم عزيز و محترم كند ؛ و تو را به واسطهء همين در نظر آنها خوار و ناچيز كند ؛ و در محضر كروبيين نيز همين معامله را كند : نامهء اعمال تو را از سيّئات پر كند ، پس تو را مفتضح كند ؛ و نامهء اعمال او را از حسنات پر كند ، و او را معزّز و محترم كند . پس ، بفهم كه با چه قادر جبّارى در ستيزه هستى ، و از دشمنى او بترس . و اما عملى ، به اين است كه تا چندى با هر زحمت شده كفّ نفس از اين معصيت كرده ، مهار زبان خود را در دست گرفته كاملًا از خود مراقبت كنى ؛ و با خود قرارداد كنى كه چندى مرتكب اين خطيئه نشوى ، و از خود مراقبت و محافظت كنى و حساب خود را بكشى ؛ اميد است ان شاء اللَّه پس از مدت كمى اصلاح شده قلع مادهء آن بشود . و كم كم كار بر تو آسان مىشود ؛ پس از چندى احساس مىكنى كه طبعاً از آن منزجر و متنفرى ؛ پس راحتى نفس و التذاذ آن در ترك اين مىشود . فصل در بيان آن‌كه ترك غيبت در موارد جايز اولى است بدان‌كه علما و فقها - رضوان اللَّه عليهم - مواردى را از حرمت غيبت استثنا فرمودند كه در كلمات بعضى بالغ بر ده موضوع مىشود . و ما در صدد شمردن آنها نيستيم ، زيرا كه اين اوراقْ موضوع براى بحث فقهى نيست . آنچه لازم است در اين مورد ذكر كنيم اين است كه انسان بايد در همهء موارد از مكايد نفس ايمن نباشد و با كمال دقت و احتياط تامّ مشى كند ؛ و در صدد عذرتراشى نباشد كه يكى از موارد استثنا را به دست آورده به عيبجويى و بذله گويى سرگرم شود . مكايد نفس بسيار دقيق است . ممكن است انسان را از راه شرعْ مموَّه [ نموده ] گول زند و وارد در مهالك كند . مثلًا غيبتِ متجاهر به فسق گرچه جايز است . بلكه در بعض موارد كه موجب ردع او شود واجب است و از مراتب نهى از منكر به شمار مىآيد ، ولى