السيد الخميني

275

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

فصل در بيان آن‌كه دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست بدان‌كه اين عالم دنيا براى نقص و قصور و ضعفى كه در آن است نه داركرامت و جاى ثواب حق تعالى است ، و نه محل عذاب و عقاب است ؛ زيرا كه داركرامت حق عالمى است كه نعمت‌هاى آن خالص و اختلاط به نقمت ندارد و راحت آن مشوب به تعب و رنج نيست . و در اين عالم چنين نعمتى امكان ندارد ، زيرا كه دار تزاحم است و به هر نعمتى انواع رنج و زحمت و نقمت اختلاط دارد . بلكه حكما گفته‌اند : لذات اين عالم دفع آلام است « 1 » . و توان گفت كه لذاتش موجب آلام است ، زيرا كه اين‌جا هر لذتى در پى ، رنج و الم و تعبى دارد . بلكه مادهء اين عالم تعصى دارد از قبول رحمت خالص و نعمت غير مشوب . و همين‌طور عذاب و زحمت و رنج و تعب اين عالَم نيز خالص نيست ؛ بلكه هر رنجى و تعبى محفوف به نعمتى و نعمت‌هايى است . و هيچ يك از آلام و اسقام و رنج و محنت در اين عالم غير مشوب نيست ؛ و مواد اين عالم تعصّى دارد از قبول عذاب خالص مطلق . و دار عذاب و عقاب حق دارى است كه در آن عذاب محض و عقاب خالص باشد . آلام و اسقام آن‌جا مثل اين عالم نيست كه به عضوى دون عضوى متوجه باشد ؛ يك عضو سالم و راحت باشد و عضو ديگر در تعب و زحمت . و به بعض آنچه ذكر شد اشاره فرموده در حديث شريف ، كه ما به شرح آن پرداختيم ، آن‌جا كه فرمايد : « وذلك أن الله لم يجعل الدنيا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لكافر » . يعنى جهت اين‌كه مؤمن در اين عالم مبتلا به بليّات شود آن است كه خداى تعالى قرار نداده اين دنيا را ثواب براى مؤمنى و نه سزا براى كافرى . اين‌جا دارتكليف و « مزرعهء آخرت » و عالم كسب است ؛ و عالم آخرت دار جزا و سزا و ثواب و عقاب است . آنها كه متوقع‌اند كه حق تعالى هر كس را كه در اين عالَم مرتكب معصيت و فحشايى شد يا ظلم و تعدى به كسى ، فوراً جلو او را بگيرد و دست او را منقطع كند و او را قلع و قمع فرمايد ،

--> ( 1 ) - تهذيب الأخلاق و تطهير الأعراق ، ص 60 ؛ إحياء علوم الدين ، ج 3 ، ص 151 ، كتاب كسر الشهوتين .