السيد الخميني

274

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

« صاحب ياسين » حبيب نجّار است . و « تكنيع » با نون ، كه در اكثر نسخ است ، بنا به فرمودهء مجلسى رحمه الله : تشنج و مُثله بودن است . مجلسى فرمايد : گويا جذام سبب تكنيع اصابع او شده بوده است « 1 » . و در اين فرموده تأمل است . از اين احاديث و احاديث بسيار ديگر استفاده شود كه مؤمنين و انبيا گاهى براى بعض مصالح مبتلا شوند به امراض منفّره . گرچه در مقابل اين اخبار بعض اخبار ديگر است كه نفى كرده است تشويهء خلقت حضرت ايوب - عليه السلام - و بو افتادن بدن شريفش را « 2 » . و بحث و تطويل در ذكر و جمع آنها نفع بسيارى ندارد . بالجمله ، اين نحو از امراض ضررى به حال مؤمنين و نقص براى آنها و انبيا - عليهم السلام - نيست ، بلكه ترفيع رتبه و علوّ مقام و درجه است . وَاللَّه تَعالى أعْلَمُ بِالصَّوابِ .

--> ( 1 ) - مرآة العقول ، ج 9 ، ص 333 ، ذيل حديث 12 . ( 2 ) - امام صادق از پدر خود امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه : « إنَّ أيّوُبَ ابْتُلِيَ سَبْعَ سِنينَ مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ وَإنَّ الأنْبِياءَ لايُذْنِبُونَ ، لأنّهُمْ مَعصُومُونَ مُطَهّرُونَ لا يُذْنِبُونَ وَلا يَزيغُونَ وَلا يَرتَكِبونَ ذَنباً صَغِيراً وَلا كَبِيراً » . وَقَالَ عليه السلام : « إنَّ أيّوبَ مِنْ جَميعِ مَا ابتُليَ بهِ ، لَم تُنتِنْ لَهُ رائحَةٌ : وَلا قَبُحَتْ لَهُ صُورَةٌ ؛ وَلا خَرَجَتْ مِنْهُ مِدَّةٌ مِنْ دَمٍ وَلا قَيحٌ ؛ وَلا اسْتَقْذَرَهُ أحَدٌ رَآهُ ؛ وَلَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ أحَدٌ شَاهَدَهُ ؛ وَلا تَدَوَّدَ شَىْءٌ مِنْ جَسَدِهِ . وَهكذا يَصْنَعُ اللَّهَ عَزّ وَجَلّ بِجَميعِ مَنْ يَبْتَليهِ مِنْ أنْبِيائِهِ وَأوْليائِهِ الْمُكرّمِينَ عَلَيهِ . وَإنَّما اجْتَنَبَهُ النّاسُ لِفَقْرِه وَضَعْفِه في ظاهِرِ أمْرِهِ لِجَهْلِهِمْ بِمالَهُ عِنْدَ رَبِّه - تَعالى ذِكْرُهُ - مِنَ التأييدِ وَالفَرَجِ . . . » ؛ « امام صادق عليه السلام از پدر خويش ، امام باقر عليه السلام ، روايت فرمود كه « ايوب پيامبر بىآن‌كه گناهى از او سر زند هفت سال مبتلا بود ؛ و پيامبران معصيت نكنند ، زيرا آنان در عصمت حق‌اند و از آلودگىها مبرا ، و زشتى و فساد از ايشان سر نزند و گناه چه كوچك و چه بزرگ مرتكب نگردند . " فرمود : " ايّوب پيامبر به دردهاى گوناگون مبتلا بود ، اما بوى بد از او به مشام نمىرسيد ؛ و نيز چهرهء وى زشت نگرديد ؛ و هرگز از اندام او خون و چرك بيرون نزد ؛ و كسى كه او را مىديد از او منزجر نمىگشت ، و ديداركنندگان او از او بيزار نگشتند . و هرگز بدنش كرم نيفتاد . و خداوند با همهء بلا رسيدگان از پيامبران و اولياى گراميش چنين رفتار كند . دورى مردم از ايّوب براى فقر و ضعف ظاهرى او بود ، زيرا آنان نمىدانستند كه آن بزرگوار مورد توجه پروردگار خويش است و او را از سوى خداوند گشايشى است » . ( الخصال ، ص 399 ، باب السبعة ، حديث 108 ؛ بحار الأنوار ، ج 12 ، ص 348 ، حديث 13 )