السيد الخميني
269
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
مَثل مراتب ايمان و تهيهء اسباب توفيق ، مثل انسانى است كه با چراغى در راه تاريك حركت كند : هر قدمى كه بردارد ، جلو او روشن گردد و راهنمايى براى قدم ديگر نمايد . هر قدمى كه انسان به سوى آخرت بردارد ، راه روشنتر شود و عنايات حق به او بيشتر گردد و اسباب توجه به عالم قرب و تنفر از عالَم بُعد را فراهم فرمايد . و عنايات ازليهء حق تعالى به انبيا و اوليا به واسطهء علم ازلى اوست به اطاعت آنها در زمان تكليف . چنانچه شما اگر دو بچه داشته باشيد كه در حال طفوليتِ آنها علم پيدا كنيد كه يكى موجبات رضايت شما را فراهم مىكند و يكى موجبات سخط و غضب شما را ، البته عنايت شما از اوّل به آن مطيع بيشتر از ديگرى است . و ديگر از نكات شدت ابتلاى بندگان خاص اين است كه آنها در اين ابتلا و گرفتارىها به ياد حق افتند و مناجات و تضرّع در درگاه قدس ذات مقدس نمايند و مأنوس با ذكر و فكر او گردند . و طبيعى اين نوع بنىالانسان است كه در وقت بليّات تشبث به هر ركنى كه احتمال نجات در او دهند پيدا مىكنند ، و در وقت سلامت و راحتْ غفلت از آن پيدا مىكنند ؛ و چون خواصْ ركنى جز حق سراغ ندارند ، بدان متوجه شوند و انقطاع به مقام مقدس او پيدا كنند . و حق تعالى از عنايتى كه به آنها دارد ، خود سبب انقطاع را فراهم فرمايد . گرچه اين نكته ، بلكه نكتهء سابقه ، نسبت به انبيا و اولياء كمل درست نيايد ؛ چه كه آنها مقامشان مقدستر از آن است و قلبشان محكمتر از آن است كه به اين امور علاقه به دنيا پيدا كنند ، يا در توجه و انقطاعشان به حق فرقى حاصل شود . و تواند بود كه انبيا و اولياء كمل چون به نور باطنى و مكاشفات روحانى يافتهاند كه حق تعالى به اين عالم و زخارف آن نظر لطف ندارد و دنيا و هر چه در اوست خوار و پست است در پيشگاه مقدس او ، از اين جهت اختيار كردند فقر را بر غنا و ابتلا را بر راحتى و بليّات را بر غير آنها . چنانچه در احاديث شريفه شاهد بر اين معنا است : در حديث است كه جبرئيل كليد خزاين ارض را در حضور خاتمالنبيين - صلّى اللَّه عليه و آله - آورد و عرض كرد در صورت اختيارِ آن از مقامات اخروى شما نيز چيزى