السيد الخميني

249

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

كه در اين نظر علماً يا عيناً بيابد كه سر تا پاى ممكن در ذُلّ نقص و در بحر ظلمانى امكان و فقر و احتياج فرو رفته ازلًا و ابداً و به هيچ وجه از خود چيزى ندارد و ناچيز صرف و بىآبروى محض و ناقص علىالاطلاق است ؛ بلكه اين تعبيرات نيز در حق او درست نيايد و از تنگى تعبير است و ضيق مجال سخن ، والّا نقص و فقر و احتياجْ فرع شيئيت است و براى جميع ممكنات و كافهء خلايق از خود چيزى نيست . در اين نظر اگر تمام عبادات و اطاعات و عوارف و معارف را در محضر قدس ربوبيت برد ، جز سرافكندگى و خجلت و ذلت و خوف چاره‌اى ندارد . چه اطاعت و عبادتى ؟ از كى براى كى ؟ تمام محامد راجع به خود اوست ، و ممكن را در او تصرفى نيست ، بلكه از تصرف ممكنْ نقص عارض اظهار محامد و ثناى حق شود كه اكنون عنان قلم را از او منصرف مىنماييم . و در اين مقام فرمايد : ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ « 1 » . چنانچه در مقام اوّل فرمايد : قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ « 2 » و قائل در اين مقام گويد : پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد « 3 » قول پير راجع به مقام دوم و قول خود قائل راجع به مقام اوّل است . پس ، در اين نظر خوف و حزن و خجلت و سرافكندگى انسان را فرا گيرد . و ديگر نظر به كمال واجب و بسط بساط رحمت و سعهء عنايت و لطف او . مىبيند اين همه بساط نعمت و رحمت‌هاى گوناگون ، كه احاطهء بر آن از حوصلهء حصر و تحديد خارج است ، بىسابقهء استعداد و قابليت است ؛ ابواب الطاف و بخشش را به روى بندگان گشوده است بىاستحقاق ؛ نعم او ابتدايى و غير مسبوق به سؤال است ؛ چنانچه حضرت سيد الساجدين ، زين العابدين - عليه السلام - در ادعيهء صحيفه و غير آن مكرر اشاره

--> ( 1 ) - « هر خيرى به تو رسد از جانب خداست و هر بدى به تو برسد از جانب تو است » . ( النساء ( 4 ) : 79 ) ( 2 ) - « بگو همه از جانب خداست » . ( النساء ( 4 ) : 78 ) ( 3 ) - ديوان حافظ ، ص 287 ، غزل 220 .