السيد الخميني
241
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
بِالرُّبُوبِيَّةِ « 1 » . يعنى « توكل » انداختن بدن است در بندگى و تعلق قلب است به پرورندگى . يعنى صرف قواى بدن را در راه اطاعت حق ، و تصرف ننمودن در امور و واگذار نمودن آنها را به پروردگار . و بعضى گفتهاند : التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّه انْقِطاعُ العَبْدِ في جَميعِ ما يَأْمُلُهُ مِنَ المَخْلُوقينَ « 2 » . يعنى « توكل بر خدا بريدن بنده است تمام آرزوهاى خود را از مخلوق و پيوستن به حق است از آنها » . بالجمله ، معانى مذكوره متقارب در معنى هستند و بحث در مفهوم لزومى ندارد . و آنچه گفتنى است آن است كه از براى آن درجات مختلفه است به حسب اختلاف مقامات بندگان ، و چون علم به درجات توكل مبتنى است بر علم به درجات عباد در معرفت ربوبيت حق - جلّ جلاله - ناچار ذكرى از آن در ميان آريم . پس ، بدانكه يكى از اصول معارف ، كه مقامات سالكين بدون آن حاصل نشود ، علم به ربوبيت و مالكيت حق است و كيفيت تصرف ذات مقدس است در امور . و ما وارد در اين بحث از وجههء علمى نشويم ، زيرا كه مبتنى است بر تحقيق جبر و تفويض ، و آن با وضع اين اوراق مناسبتى ندارد « 3 » ، و فقط بيان درجات مردم را در معرفت به آن مىنماييم . پس ، گوييم كه مردم در معرفت ربوبيت ذات مقدس بسى مختلف و متفاوتاند . عامهء موحدين حق تعالى را خالق مبادى امور و كليات جواهر و عناصر اشيا مىدانند ، و تصرف او را محدود مىدانند و احاطهء ربوبيت را قائل نيستند . اينها به حسب لقلقهء لسان گاهى مىگويند : مقدِّر امور حق است و همه چيز در تحت تصرف اوست و هيچ موجودى بىارادهء مقدسهء او موجود نشود ، ولى صاحب اين مقام نيستند ، نه علماً و نه ايماناً و نه شهوداً و وجداناً . اين دسته از مردم ، كه ما خود نيز گويى داخل آنها هستيم ،
--> ( 1 ) - تفسير التستري ، ص 54 ؛ اللمع في التصوّف ، ص 52 ؛ ر . ك : الرسالة القشيرية ، ص 263 . ( 2 ) - مجمع البحرين ، ج 5 ، ص 493 ، مادّهء « وكل » . ( 3 ) - ر . ك : رسالة الطلب و الإرادة ، الإمام الخميني قدس سره .