السيد الخميني
222
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
از علم الروح و قواى روحانيّهء نفس ، كه دست بشر از اطلاع بر آن كوتاه است ، صرف نظر نما ؛ علم بدن و تشريح و ساختمان طبيعى و خواص هر يك از اعضاى ظاهره و باطنه را در تحت نظر و فكر بياور ؛ ببين چه نظام غريبى و ترتيب عجيبى است ، با آنكه علم بشر با صدها قرن سال به هزار يك آن نرسيده و تمام علما اظهار عجز خود را با زبان فصيح مىنمايند ؛ با اينكه بدن اين انسان در مقابل ديگر موجودات زمين يك ذرهء ناقابلى است ، و زمين و همهء موجودات آن در مقابل نظام شمسى قدر قابلى ندارد ، و تمام منظومهء شمسى ما در مقابل منظومات شمسيهء ديگر قدر محسوسى ندارد ؛ و تمام اين نظامات كليه و جزئيه با يك ترتيب منظم و نظام مرتبى بنا شده است كه به ذرهاى از آن كسى ايراد نتواند كرد ، و عقول تمام بشر از فهم دقيقهاى از دقايق آن عاجز است . آيا پس از اين تفكر ، عقل شما محتاج به مطلب ديگرى است براى آنكه اذعان كند به آنكه يك موجود عالِم قادر حكيمى كه هيچ چيزش شبيه موجودات ديگر نيست اين موجودات را با اين همه حكمت و نظام و ترتيب متقن ايجاد فرموده ؟ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 1 » . اين همه صنعت منظم ، كه عقول بشر از فهم كليات آن عاجز است ، بىربط و خود به خود پيدا نشده . كور باد چشم دلى كه حق را نبيند و جمال جميل او را در اين موجودات مشاهده نكند . نابود باد كسى كه با اين همه آيات و آثار باز در شك و ترديد باشد . ولى چه كند انسان بيچاره كه گرفتار اوهام است ؟ اگر شما تسبيح خود را ارائه دهيد و دعوى كنيد كه اين تسبيح خود به خود بدون آنكه كسى او را تنظيم كرده باشد منظم شده ، همهء بشر به عقل شما مىخندند . مصيبت آنجاست كه اگر ساعت بغلى را درآورده همين دعوى را دربارهء آن نيز نماييد ، آيا شما را از زمرهء عقلا خارج مىكنند و تمام عقلاى عالم شما را رمى به جنون مىكنند يا نه ؟ آيا كسى كه اين نظام سادهء جزئى را از رشتهء علل و اسباب خارج دانست ، بايد گفت مجنون است و از حقوق عقلا بايد او را محروم دانست ، پس چه بايد كرد با كسى كه اين نظام عالم ، نه بلكه اين انسان و نظام
--> ( 1 ) - إبراهيم ( 14 ) : 10 .