السيد الخميني

223

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

روح و بدن او ، را مدعى است خود به خود پيدا شده ؟ او را باز بايد در زمرهء عقلا حساب كرد ؟ آيا كدام بىخرد از اين بىخردتر است . قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ « 1 » مرده باد انسان كه باز زنده به علم نيست و در بحر ضلالت خود غوطه‌ور است . فصل در تفكر در احوال نفس است يكى از درجات تفكر ، فكر در احوال نفس است كه از آن نتايج بسيار و معارف بىشمار حاصل شود . و ما اكنون نظر به دو نتيجه داريم : يكى علم به يوم معاد ؛ و ديگر علم به بعث رسل و انزال كتب ، يعنى ، نبوت عامه و شرايع حقه . يكى از حالات نفس ، حال تجرد آن است كه حكماء شامخين كمتر مسأله‌اى از مسائل حكميه را به مثابه آن اهميت داده و مبرهن و واضح نموده‌اند « 2 » . و ما اكنون در صدد اثبات تجرد آن به وجه تفصيلى نيستيم ؛ از اين جهت به بعضى ادله ، كه مبادى آن كم مؤونه است ، اكتفا مىنماييم و به ذكر مقصد مىپردازيم . [ برهان اوّل بر تجرّد نفس ] پس گوييم كه به اتفاق اطبا و علما معرفة الاعضاء و حكم تجربه ، تمام اجزاء بدن انسان ، از امّ الدِماغ ، كه مركز ادراكات و محل ظهور قواى نفس است ، تا آخرين اجزاء كثيفهء صلبهء بدن ، از سن سى و پنج سالگى يا سى سالگى به بعد رو به انحطاط و نقصان گذارد و به افق ضعف و سستى نزديك شود . و ما خود نيز تجربه كرديم كه ضعف و سستى در تمام قوا نمايان شود . ولى در همين موقع ، يعنى از سن سى و چهل به بعد ، قواى روحانيه و ادراكات عقليه كامل‌تر است و رو به ترقى و اشتداد است . از اين ، نتيجه حاصل آيد كه قواى ادراكيه عقليه جسمانى نيست ؛ چه اگر جسمانى بودى ، چون ساير

--> ( 1 ) - « كشته باد انسان ! چقدر ناسپاس است او » . ( عبس ( 80 ) : 17 ) ( 2 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 8 ، ص 290 ؛ شرح المنظومة ، ج 5 ، ص 125 .