السيد الخميني

164

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

و « عصبيت » و « تعصب » حمايت كردن و مدافعه نمودن است « 1 » . اينها كه ذكر شد كلمات اهل لغت بود . فقير گويد : عصبيت يكى از اخلاق باطنهء نفسانيه است كه آثار آن مدافعه كردن و حمايت نمودن از خويشاوندان و مطلق متعلقان است ، چه تعلق دينى و مذهبى و مسلكى باشد ، يا تعلق وطنى و آب و خاكى يا غير آن ، مثل تعلق شغلى و استاد و شاگردى و جز اينها . و اين از اخلاق فاسده و ملكات رذيله‌اى است كه منشأ بسيارى از مفاسد اخلاقى و اعمالى گردد . و خود آن فى نفسه مذموم است گرچه براى حق باشد ؛ يا در امر دينى باشد و منظور اظهار حق نباشد ، بلكه منظور غلبهء خود يا هم‌مسلك خود يا بستگان خود باشد . اما اظهار حق و ترويج حقيقت و اثبات مطالب حقه و حمايت براى آن يا عصبيت نيست ، يا عصبيت مذمومه نيست . ميزان در امتيازْ اغراض و مقاصد و قدم نفس و شيطان و حق و رحمان است . و به عبارت ديگر ، انسان در عصبيت‌هايى كه مىكشد و حمايت‌هايى كه مىكند از بستگان و متعلقان خود ، يا نظرش محض اظهار حق و اماتهء باطل است ، اين عصبيت ممدوحه و حمايت از جانب حق و حقيقت است و از بهترين صفات كمال انسانى و خلق انبيا و اوليا است ؛ و علامت آن ، آن است كه حق با هر طرف هست از آن طرف حمايت كند گرچه از متعلقان او نباشد ، بلكه از دشمنان او باشد . چنين شخصى از حمايت كنندگان حِماى حقيقت و در زمرهء طرفداران فضيلت و حاميان مدينهء فاضله به شمار آيد و عضو صالح جامعه و مصلح مفاسد جمعيت است . و اگر نفسيت و قوميت او را تحريك كرد كه اگر باطلى هم از خويشاوندان و منسوبان خود ببيند با آنها همراهى كند و از آنها حمايت كند ، چنين شخصى داراى ملكهء خبيثهء عصبيت جاهليت است ، و از اعضاى فاسدهء جامعه و مفسد اخلاط صالحه است ، و در زمرهء اعراب جاهليت به شمار رود - و آنها يك دسته از عرب‌هاى بيابان‌نشين بودند قبل از اسلام در زمان غلبهء ظلمت و جهالت و نادانى ؛ و در آنها اين خُلق زشت و ملكهء ناهنجار كمال قوّت را داشته . بلكه

--> ( 1 ) - النهاية ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 245 ؛ مرآة العقول ، ج 10 ، ص 173 .