السيد الخميني
96
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
چون آن را كه در خود است يك نحو كمال انگارند ! و بدانكه صاحب صفت كبر گاهى به واسطهء بعضى جهات خوددارى كند از اظهار آن و هيچ ترتيب آثار ندهد ، ولى اين شجرهء خبيثه در قلبش ريشه دارد ؛ و لهذا از او تراوش كند آثار وقتى كه از حال طبيعى خارج شود . مثل آنكه غضب عنان را از دست او بگيرد ، در آن حال شروع كند به اظهار كبريا و عظمت و دارايى خود را از هر قبيل است - علم است يا عمل يا چيز ديگر - به چشم ديگرى كشد و بر او افتخار كند . و گاهى ظاهر كند كبر خود را و اعتنا به جهات خارجيه نكند ، و شدت كبر آن را گسيخته عنان كند ؛ پس ، گاهى ظاهر شود كبر در اعمال و حركات و سكناتش ؛ مثل آنكه تقدم در مجالس كند و از ديگران در ورود و خروج جلو افتد ؛ و فقرا را در مجلس خود راه ندهد ، و ترك مجالست آنها كند ؛ و براى خود حريم قرار دهد ؛ و در راه رفتن و نگاه كردن و جواب و سؤال با مردم و ديگر اعمالْ كبر كند . و بعضى از محققين ، كه ما بسيارى از اصول مطالب را در اين حديث از او اخذ كرده و ترجمه كرديم ، گويد كه : « درجهء نازلهء كبر در عالِم اين است كه روى خود را از مردم برگرداند و از آنها گويى اعراض كند . و در عابدْ آن است كه عبوس كند بر مردم و چين بر جبين اندازد ، گويى از مردم پرهيز كند يا به آنها غضب كرده است ؛ و بيچاره نمىداند كه ورع در پيشانى نيست و چين آن ، و در عبوس صورت نيست ، و در برگرداندن صورت و اعراض از مردم نيست ، و در گردن كج كردن و سر پايين انداختن نيست ، و در دامن جمع كردن نيست ، بلكه ورع در قلب است . پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : « تقوا اينجاست » . و اشاره فرمود به سينهء خود « 1 » » « 2 » . و گاهى ظاهر شود كبر در زبان او و به ديگران مفاخره و مباهات كند و تزكيهء نفس نمايد . عابد در مقام تفاخر گويد من فلان عمل را كردم . و ديگران را تنقيص كند و اعمال خود را بزرگ شمارد . گاهى هم تصريح نمىكند ولى چيزى مىگويد كه لازمهاش تزكيهء
--> ( 1 ) - مكارم الأخلاق ، ج 2 ، ص 377 . ( 2 ) - مرآة العقول ، ج 10 ، ص 190 ؛ بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 198 - 199 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الكبر » .