السيد الخميني
81
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
اما كبر به خداى تعالى ، كه از همه قبيحتر و مهلكتر و مرتبهء اعلاى آن است ، در اهل كفر و جحود و مدعيان الوهيت پيدا شود . و گاهى نمونهاى از آن در بعض اهل ديانت پيدا شود كه ذكر آن مناسب نيست . و اين از غايت جهل و نادانى و ندانستن ممكن است حدّ خويش و مقام واجب الوجود را . و اما كبر بر انبيا و اوليا در زمان انبيا بسيار اتفاق مىافتاد و خداى تعالى خبر داده است از حال آنها كه گفتند : أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْن مِثْلِنا . [ 1 ] و از اهل اين ملت گفتند : لَوْ لا نُزِّلَ هذَا القُرآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ القَرْيَتَيْنِ عَظيمٍ . [ 2 ] و در صدر اسلام ، تكبر بر اولياء خدا بسيار واقع گرديد و در اين زمانها نمونهاى از آن در بعضى از متحلّين به اسلام است . و اما كبر به اوامر خدا در بعض اهل معصيت پيدا شود ، چنانچه ترك حج كند براى آنكه اعمال آن را از قبيل لباس احرام و غيره را بر خود روا ندارد ، و ترك نماز كند ، زيرا كه وضع سجده را با مقام خود مناسب نداند . و گاهى در بعض اهل مناسك و عبادات و اهل علم و ديانت پيدا شود ، چنانچه ترك اذان كند تكبرا ، و قبول قول حق نكند اگر از مثل خود يا پايينتر از خود شنيد . گاهى اتفاق مىافتد كه انسان مطلبى را از رفيق يا همقطارش مىشنود و آن را با كمال شدت رد مىكند و طعن به قائلش مىزند ، ولى همان مطلب را از بزرگى در دين يا دنيا اگر شنيد قبول مىكند . [ 3 ] حتى ممكن است در اول از روى جد رد كند ، و در دوم از روى جد قبول كند . اين شخص طالب حق نيست . تكبرش پرده به روى حق مىپوشد ، و تملقش از بزرگ - كه غير از صفت تواضع ممدوح است - او را كر و كور مىكند . و از همين تكبر است ترك تدريس علمى يا كتابى كه با شأن خود مناسب نداند ، و ترك تدريس براى اشخاص بىعنوان ظاهرى ، يا براى عدهء قليله ، و ترك جماعت در مسجد كوچك و قناعت به عدهء كم ، گرچه بداند كه رضاى حق تعالى در آن است . و گاهى از بس مطلب دقيق مىشود صاحب اين خلق نمىفهمد كه عملش مستند به خلق كبر است ، مگر آنكه در صدد اصلاح نفس برآيد و دقيق شود در مكايد آن . اما كبر بر بندگان خدا ، از همه بدتر كبر بر علماء باللّه و دانشمندان است ، كه مفاسد آن از همه بيشتر و ضررش مهمتر است . و از اين كبر است ترك مجالست فقرا
--> [ 1 ] « آيا به دو انسان همانند خودمان ايمان آورديم . » ( مؤمنون - 47 ) . [ 2 ] « چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از اين دو شهر ( طائف و مكه ) فرود نيامد ؟ » ( زخرف - 31 ) . [ 3 ] پوشيده نماند كه ترك قبول به تفصيلى كه ذكر شده داراى دو جنبه است كه يكى از آن كبر به اوامر خداست و ديگرى كبر بر بندگان خداى تعالى است ( منه عفى عنه ) .