السيد الخميني
80
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
و بدان كه صفات نفسانيه ، چه در جانب نقص و رذايل و چه در جانب كمال و فضايل ، بسيار دقيق و مختلط است ، و از اين جهت فرق بين بعضى با بعضى بغايت مشكل است ، و چه بسا باشد كه اختلاف شديد بين علماء اعلام در تحديد آنها واقع گردد ، يا نشود صفت وجدانى را به طورى كه خالى از خدشه باشد تعريف كرد . لهذا بهتر اين است كه اين امور را واگذار به وجدان كنيم و خود را از قيد مفهوم تراشى رهايى دهيم و از اصل مقصد و مقصود باز نمانيم . پس بايد دانست كه از براى كبر درجاتى است شبيه درجاتى كه در عجب ذكر شد . و بعضى از درجات ديگر كه در عجب نيز نظير داشت ولى چون در آن جا مهم نبود و در اين جا مهم است ذكر مىشود . اما آنچه كه شبيه آن در عجب گذشت شش درجه است : يكى كبر به واسطهء ايمان و عقايد حقه ، و در مقابل آن ، كبر به واسطهء كفر و عقايد باطله است . ديگر كبر به واسطهء ملكات فاضله و صفات حميده ، و در مقابل آن ، كبر به واسطهء رذايل اخلاق و ملكات ناهنجار است . و ديگر كبر به واسطهء مناسك و عبادات و صالحات اعمال است ، و در مقابل آن ، كبر به واسطهء معاصى و سيّئات افعال است . و هر يك از اينها ممكن است وليدهء همان درجه عجب باشد كه در نفس است ، و ممكن است آن را به سبب ديگر باشد كه بعد از اين اشاره به آن مىشود . « 1 » و اما آنچه كه اينجا بالخصوص مورد نظر مىشود ، كبر به واسطهء امور خارجيه است ، مثل نسب و حسب و مال و منال و سيادت و رياست و غير آن . و ما ان شاء اللّه در ضمن فصولى چند اشاره به بعضى مفاسد اين رذيله و علاج آن به مقدار مقدور خود مىنماييم ، و از خداى تعالى توفيق تأثير در خويشتن و غير مىطلبيم . فصل در بيان درجات كبر است بدان كه از براى كبر به اعتبار ديگر درجاتى است : اوّل ، كبر به خداى تعالى . دوم . كبر به انبيا و رسل و اوليا ، صلوات اللّه عليهم . سوم ، كبر به اوامر خداى تعالى ، كه اين دو نيز به كبر به خداى تعالى برگردد . چهارم ، كبر بر بندگان خدا ، كه آن نيز پيش اهل معرفت به كبر به خدا برگردد .
--> ( 1 ) ص 82 .