السيد الخميني

48

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

ملائكه در سجّين قرار دهند . پس كسانى كه فقط داراى همين جنبه هستند و زاد و راحله‌اى جز زاد اعمال ندارند ، بايد خود را كاملا مواظب باشند كه مبادا خداى نخواسته اين امر هم از دست رفته به كلى جهنمى گردند و راهى به جانب سعادت نداشته باشند ، و درهاى بهشت به روى آنها بسته شده درهاى جهنم براى آنها باز گردد . فصل در دقت امر ريا بسيار اتفاق افتد كه شخص ريا كار خودش هم ملتفت نيست كه ريا در اعمال او رخنه كرده و اعمالش ريايى و ناچيز است ، زيرا كه مكايد شيطان و نفس به قدرى دقيق و باريك است و صراط انسانيت به طورى نازك و تاريك است كه تا انسان موشكافى كامل نكند نمىفهمد چه كاره است . خودش گمان مىكند كارهايش براى خداست ، ولى براى شيطان است . انسان چون مفطور به حب نفس است ، لهذا پردهء خودخواهى معايب او را بر خود او مىپوشاند . شايد ان شاء اللّه شمه‌اى از اين مطلب در ضمن شرح بعضى احاديث « 1 » پيش آيد . از خداى تعالى توفيق مىخواهم . مثلا تحصيل علم ديانت ، كه از مهمات اطاعات و عبادات است ، انسان گاهى مبتلا مىشود در اين عبادت بزرگ به ريا ، در صورتى كه خودش هم ملتفت نيست ، به واسطهء همان حجاب غليظ حب نفس . انسان ميل دارد در محضر علما و رؤسا و فضلا مطلب مهمى را حل كند به طورى كه كسى ديگر حل نكرده باشد ، و خود او متفرد باشد به فهم آن ، و هر چه مطلب را بهتر بيان كند و جلب نظر اهل مجلس را بنمايد بيشتر مبتهج است ، و هر كس با او طرف شود ميل دارد بر او غلبه كند و او را در بين جمعيت خجل و سرافكنده كند ، و حرف خود را ، حق يا باطل ، به حلق خصم فرو ببرد ، و بعد از غلبه يك نحو تدلل و فضل فروشى در خود ادراك مىكند ، اگر يكى از رؤسا هم تصديق آن كند نور على نور مىشود . بيچاره غافل از آنكه اينجا در نظر علما و فضلا موقعيت پيدا كرده ، ولى از نظر خداى آنها و مالك الملوك همهء عالم افتاد ، و اين عمل را به امر حق تعالى وارد سجّين كردند . در ضمن ، اين عمل ريايى مخلوط به چندين معصيت ديگر هم بود ، مثل رسوا كردن و خوار نمودن

--> ( 1 ) ص 71 .