السيد الخميني

49

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

مؤمن ، اذيت كردن برادر ايمانى ، گاهى جسارت كردن و هتك كردن از مؤمن ، كه هر يك از آنها از موبقات و براى جهنمى كردن انسان خود مستقل‌اند . اگر نفس . باز دام كيد خود را بيفكند و به تو بگويد كه مقصود من معلوم شدن حكم شرعى است و اظهار كلمهء حق است ، كه از افضل طاعات است ، نه اظهار فضيلت و خودنمايى ، در باطن خود از او استفسار كن كه اگر اين حكم شرعى را رفيق و همدرجهء من مىگفت و او حل اين معضله را مىكرد و شما در آن محضر مغلوب شده بوديد ، آيا به حال شما فرقى نمىكرد ؟ ! اگر چنين است ، تو در اين دعوى صادق هستى . اگر باز از كيد و مكرش دست نكشد و بگويد اظهار حق چون فضيلت دارد و ثواب پيش حق دارد ، من مىخواهم به اين فضيلت نايل گردم و دار ثواب اللَّه را تعمير كنم ، به او بگو اگر فرض شود كه عين آن فضيلت را خداوند به شما عنايت كند در صورت مغلوبيت و تصديق حق ، آيا باز طالب غلبه هستى ؟ پس ، اگر رجوع به باطن ذات خود كرديد ديديد باز مايل به غلبه هستيد و اشتهار پيش علما به علم و فضل و اين بحث علمى براى حصول منزلت بود در قلوب آنها ، پس شما بدانيد كه در اين بحث علمى ، كه از افضل طاعات و عبادات است ، مرائى هستيد ، و اين عمل شما ، به حسب روايت شريف كافى ، در سجّين است و شما مشرك به خدا هستيد . اين عمل براى حب جاه و شرف است ، كه به حسب روايت از دو گرگ كه در گلهء بى چوپان رها شود ضررش بيشتر است به ايمان « 1 » . پس شما كه اهل علم و متكفل اصلاح امتى و راهنماى آخرت و طبيب امراض نفسى ، لازم است اوّل خود را اصلاح نمايى و مزاج نفس خود را سالم كنى تا از جملهء عالمان بىعمل ، كه حالش معلوم است ، نباشى . خداوندا ، دل ما را از كدورت شرك و نفاق پاك فرما ، و آيينهء قلب ما را از زنگار حب دنيا ، كه منشأ اين همه امور است ، صافى فرما ، و با ما همراهى فرما ، و از ما بيچاره‌هاى گرفتار هواى نفس و حب جاه و شرف دستگيرى كن در اين سفر پر خطر و اين راه پر پيچ و خم و تنگ و تاريك . تويى قادر و تواناى همه چيز . و يكى از عبادات بزرگ اسلام « جماعت » است ، و فضل « امامت » بيشتر است . و از اين جهت ، شيطان در اين عبادت بزرگ بيشتر رخنه مىكند ، و با امام جماعت بيشتر دشمن ، و در صدد است كه او را از اين فضيلت باز دارد و عمل او را از اخلاص تهى كرده وارد سجّين كند و او را مشرك به خدا نمايد . و لهذا وارد مىشود در قلب بعضى از امامها از طريقهاى مختلف . مثل « عجب » ، كه بعدها ان شاء اللّه

--> ( 1 ) حديث 1 ، پاورقى 56 .