السيد الخميني

6

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

اين ممالك سبعه در تحت تصرف نفس است به مقام « وهم » ، زيرا كه و هم سلطان قواى ظاهره و باطنهء نفس است . پس اگر وهم حكومت نمود در آنها به تصرف خود يا شيطان ، اين قوا جنود شيطان گردند و مملكت در تحت سلطنت شيطان واقع شود ، و لشكر رحمان و جنود عقل مضمحل گردند و شكست خورده رخت از نشئهء ملك و دنياى انسان در كشند و هجرت نمايند ، و مملكت خاص به شيطان گردد . و اگر وهم در تحت تصرف عقل و شرع در آنها تصرّف نمايد و حركات و سكنات آنها در تحت نظام عقل و شرع باشد ، مملكت رحمانى و عقلانى شود و شيطان و جنودش از آن رخت بربندند و دامن دركشند . پس جهاد نفس كه جهاد بزرگ است ، و از كشته شدن در راه حق تعالى بالاتر است ، در اين مقام عبارت است از غلبه كردن انسان بر قواى ظاهرهء خود ، و آنها را در تحت فرمان خالق قرار دادن ، و مملكت را از لوث وجود قواى شيطان و جنود آن خالى نمودن است . فصل در تفكّر است بدان كه اوّل شرط مجاهدهء با نفس و حركت به جانب حق تعالى « تفكّر » است . و بعضى از علماى اخلاق آن را در بدايات در مرتبهء پنجم قرار داده‌اند « 1 » . و آن نيز در مقام خود صحيح است . و تفكر در اين مقام عبارت است از آنكه انسان لااقل در هر شب و روزى مقدارى - و لو كم هم باشد - فكر كند در اينكه آيا مولاى او كه او را در اين دنيا آورده و تمام اسباب آسايش و راحتى را از براى او فراهم كرده ، و بدن سالم و قواى صحيحه ، كه هر يك داراى منافعى است كه عقل هر كس را حيران مىكند ، به او عنايت كرده ، و اين همه بسط بساط نعمت و رحمت كرده ، و از طرفى هم اين همه انبيا فرستاده ، و كتابها نازل كرده و راهنماييها نموده و دعوتها كرده ، آيا وظيفهء ما با اين مولاى مالك الملوك چيست ؟ آيا تمام اين بساط فقط براى همين حيات حيوانى و اداره كردن شهوت است كه با تمام حيوانات شريك هستيم ، يا مقصود ديگرى در كار است ؟ آيا انبياء كرام و اولياء معظم و حكماى بزرگ و علماى هر ملت كه مردم را دعوت به قانون عقل و شرع مىكردند و آنها را از شهوات حيوانى و از اين دنياى فانى پرهيز مىدادند با آنها دشمنى داشتند و دارند ، يا راه صلاح ما بيچاره‌هاى فرو رفته در شهوات را مثل ما نمىدانستند ؟

--> ( 1 ) منازل السائرين ، خواجه عبد اللّه انصارى ، ص 13 .