السيد الخميني

7

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

اگر انسان عاقل لحظه‌اى فكر كند مىفهمد كه مقصود از اين بساط چيز ديگر است ، و منظور از اين خلقت عالم بالا و بزرگترى است ، و اين حيات حيوانى مقصود بالذات نيست . و انسان عاقل بايد در فكر خودش باشد ، و به حال بيچارگى خودش رحم كند و با خود خطاب كند : اى نفس شقى كه سالهاى دراز در پى شهوات عمر خود را صرف كردى و چيزى جز حسرت نصيبت نشد ، خوب است قدرى به حال خود رحم كنى ، از مالك الملوك حيا كنى ، و قدرى در راه مقصود اصلى قدم زنى ، كه آن موجب حيات هميشگى و سعادت دائمى است ، و سعادت هميشگى را مفروش به شهوات چند روزهء فانى ، كه آن هم به دست نمىآيد حتى با زحمتهاى طاقت فرسا . قدرى فكر كن در حال اهل دنيا از سابقين تا اين زمان كه مىبينى . ملاحظه كن زحمتهاى آنها و رنجهاى آنها در مقابل راحتى آنها چقدر زيادتر و بالاتر است ، در صورتى كه براى هر كس هم راحتى و خوشى پيدا نمىشود . آن انسانى كه در صورت انسان و از جنود شيطان است و از طرف او مبعوث است و تو را دعوت به شهوات مىكند و مىگويد زندگانى مادى را بايد تأمين كرد ، قدرى در حال خود او تأمل كن ، و قدرى او را استنطاق كن ببين آيا خودش از وضعيت راضى است ؟ يا آنكه خودش مبتلا است مىخواهد بيچارهء ديگرى را هم مبتلا كند ؟ و در هر حال از خداى خود با عجز و زارى تمنا كن كه تو را آشنا كند به وظايف خودت كه بايد منظور شود ما بين تو و او . و اميد است اين تفكر كه به قصد مجاهدهء با شيطان و نفس امّاره است ، راه ديگرى براى تو بنماياند و موفق شود به منزل ديگر از مجاهده . فصل در عزم است منزل ديگر كه بعد از تفكر از براى انسان مجاهد پيش مىآيد ، منزل « عزم » است . ( و اين غير از « اراده » است كه شيخ الرئيس [ 1 ] در اشارات آن را اوّل درجات عارفين دانسته . ) [ 2 ] بعضى از مشايخ ما ، أطال اللّه عمره ، مىفرمودند كه « عزم » جوهرهء انسانيت و ميزان امتياز انسان است ، و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم او است . و عزمى كه مناسب با اين مقام است عبارت است از بنا گذارى و تصميم بر ترك معاصى ، و فعل واجبات ، و جبران آنچه از او فوت شده در ايام حيات ، و بالاخره

--> [ 1 ] حسين بن عبد اللّه بن سينا ( حدود 370 - 427 يا 428 ه . ق . ) مشهور به « ابو على سينا » ، « شيخ الرئيس » از فحول اطباى اسلامى و از حكماى بنام مشاء مىباشد و در ديگر علوم نيز صاحب نظر بوده است استعداد فوق العاده و حافظه قوى از ويژگيهاى اوست بگونه‌اى كه در مدت كوتاهى توانسته است تحصيلات خود را به پايان ببرد و آثار گرانقدرى در رشته‌هاى مختلف علمى از خود به يادگار بگذارد . برخى از آثار او عبارتند از ، الإشارات و التنبيهات شامل منطق و طبيعيات و الهيّات كه شروح بسيارى دارد كه معروفترين آن شرح فخر رازى و شرح خواجه نصير طوسى است شفا كه شامل منطق ، رياضيات ، طبيعيات ، الهيّات مىباشد و به تفصيل نگاشته شده است . النجاة در فلسفه ، المبدأ و المعاد ، قانون در طب ، قصيدهء عينيّه ، التعليقات .