السيد الخميني
95
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
امّا برزخ تو اگر اصلاح نشده خداى نخواسته به روى خدا مىداند در چه صورتى و در چه حالتى هستى . ادراكات اهل اين عالم از ديدن و شنيدن و شم آن عاجز است . ظلمت و وحشت و فشار قبر را تو هر چه بشنوى به تاريكيها و وحشتها و فشارهاى اين عالم قياس مىكنى ، با آنكه قياس باطلى است . خداوند به فرياد ما برسد از آنچه براى خود به اختيار خود تهيه كرديم . عذاب قبر كه نمونهاى از عذاب آخرت است ، و از بعض روايات استفاده شود كه دست ما از دامن شفعا هم كوتاه است ، [ 1 ] خدا مىداند چه عذابى است ؟ حال نشئهء آخرت ما از همهء حالات سابقه بدتر و وحشتناكتر است ، روز بروز حقايق است ، روز كشف سراير است ، روز تجسم اعمال و اخلاق است ، روز رسيدن به حساب است ، روز ذلت در مواقف است . اين هم حال قيامت . و اما حال جهنم ، كه بعد از قيامت است ، آن هم معلوم است . از جهنم خبرى مىشنوى ! عذاب جهنم فقط آتشش نيست ، يك در هولناكى از آن به چشمت باز شود كه اگر در اين عالم باز شود تمام اهل آن از وحشت هلاك شوند ، و همين طور يك در آن به گوشت باز شود و يكى به بينىات باز شود كه هر يك از آنها اگر به اهل اين عالم باز شود ، از شدت عذاب آن هلاك شوند . يكى از علماى آخرت گويد كه همانطور كه حرارت جهنم در كمال شدت است ، سرماى آن هم در كمال شدت است . خداى تعالى قادر است جمع بين سرما و گرما را بنمايد « 1 » . اين هم حال آخر كارت . پس ، كسى كه اول امرش عدمى است غير متناهى ، و از وقتى كه پا به عرصهء وجود مىگذارد جميع تطوراتش زشت و نازيباست و تمام حالاتى كه بر او رخ مىدهد خجالتآور است ، و دنيا و برزخ و آخرتش هر يك از ديگرى فجيعتر و مفتضحتر است ، آيا به چه چيز تكبر مىكند ؟ با چه كمال و جمالى افتخار مىنمايد ؟ پس ، معلوم شد كه تكبر نيست مگر از غايت جهل و نادانى ! هر كس جهلش بيشتر و عقلش ناقصتر است ، كبرش بيشتر است . هر كس علمش بيشتر و روحش بزرگتر و صدرش منشرحتر است ، متواضعتر است . رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، كه علمش از وحى الهى مأخوذ بود و روحش به قدرى بزرگ بود كه يك تنه غلبه بر روحيات مليونها مليون بشر كرد - تمام عادات جاهليت و اديان باطله را زير پا گذاشت و نسخ جميع كتب كرد و ختم دايرهء نبوت به وجود شريفش شد ، سلطان دنيا و آخرت و متصرف در تمام عوالم بود باذن اللّه - تواضعش با بندگان خدا از همه كس بيشتر بود . كراهت داشت كه اصحاب براى احترام او به پا خيزند . وقتى وارد مجلس
--> [ 1 ] قلت لأبى عبد اللّه ( ع ) : انّى سمعتك و أنت تقول كل شيعتنا في الجنّة على ما كان فيهم . قال : صدقتك كلّهم و اللّه فى الجنّة . قال قلت : جعلت فداك ، انّ الذنوب كثيرة كبار . فقال : امّا في القيامة فكلّكم في الجنّة بشفاعة النبى المطاع ، او وصّى النّبى ، و لكنى و اللّه اتخوف عليكم في البرزخ ، قلت : و ما البرزخ ؟ قال : القبر منذ حين موته الى يوم القيامة . ( به أبو عبد اللّه گفتم : « شنيدم كه مىگفتى همهء شيعيان برغم آنچه كه در آنهاست ( گناهانى كه دارند ) در بهشت جاى دارند . » فرمود : « به تو راست گفتم : به خداوند سوگند كه همهء آنها در بهشت جاى دارند . » گفتم فدايت شوم . گناهان بسيارند و بزرگ ! » فرمود : « اما در قيامت همگى شما با شفاعت پيامبر كه خواستهاش بر آورده مىشود ، يا جانشينش ، در بهشت خواهيد بود . اما به خداوند سوگند كه من در برزخ بر شما مىترسم . » گفتم برزخ چيست ؟ فرمود : « همان قبر است از هنگام مرگ تا روز قيامت . » فروع كافى ، ج 3 ، ص 242 ، « كتاب جنائز » ، « باب ما ينطق به موضع القبر » ، حديث 3 . ( 1 ) فتوحات مكيّه ، ج 1 ، فصل 1 ، باب 61 .