السيد الخميني
99
ديوان امام ( فارسى )
جام جم با گُلرخان بگوئيد ، ما را به خود پذيرند * از عاشقان بيدل ، همواره دست گيرند دردى است در دلِ ما ، درمان نمىپذيرد * دستى به عاشقان ده كز شوقِ دل بميرند پا نه به محفلِ ما ، تاراج كُن دلِ ما * بنگر به باطل ما كز آبوگِل خميرند سوداگرانِ مرگيم ، ياران شاخ و برگيم * رندان پابرهنه ، بر حال ما بصيرند پاكند مىفروشان ، مستان دل خروشان * بربسته چشم و گوشان ، پيران سربزيرند بردار جام مى را ، جم را گذار و كى را * فرزند ماه و دى را ، كاينان چو ما اسيرند