السيد الخميني
305
ديوان امام ( فارسى )
نالهء « هزار » ز سبزهزار چمن بوى نوبهار آيد * ز ابر ، چشمهاى از چشم اشكبار آيد « هزار « 1 » » از غم دلدار نالهها سر داد * ز غنچه آه دل زار ، صد هزار آيد استخاره بهار آمده دستار زُهد پاره كُنيد ! * به پيش پير مغان رفته استشاره كُنيد ! سِزد ز دانهء انگور سُبحهاى سازيد ! * براى رفتن ميخانه استخاره كُنيد !
--> ( 1 ) هزار يا هزاردستان : عندليب خوشآوا