السيد الخميني
306
ديوان امام ( فارسى )
پيام بلبل بوسه زد باد بهارى به لب سبزه به ناز * گفت در گوش شقايق ، گل نسرين صد راز بلبُل از شاخهء گل داد به عُشّاق پيام * كه درآييد به ميخانهء عُشّاقنواز كوثر بر لب كوثرم اى دوست ولى تشنه لبم * در كنار منى از هجر تو در تابوتبم روز من با تو به شب آمد و شب با تو به روز * در فراقِ رُخ ماهت ، گُذرد روز و شبم