السيد الخميني

260

ديوان امام ( فارسى )

مهدى امام مُنتظر ، نوباوهء خير البشر * خلق دو عالم سربه‌سر بر خوان احسانش نگين مهر از ضيائش ذرّه‌اى ، بدر از عطايش به دره‌اى * دريا ز جودش قطره‌اى ، گردون ز كشتش خوشه‌چين مرآت ذات كبريا مشكات انوار هدا * منظور بعثِ انبيا ، مقصود خلق عالمين امرش قضا ، حكمش قدر ، حُبّش جنان بُغضش سَقَر * خاك رهش زيبد اگر بر طُرّه سايد حورِ عين دانند قرآن سربه‌سر بابى ز مدحش مختصر * اصحاب علم و معرفت ، ارباب ايمان و يقين سُلطان دين ، شاهِ زَمَن ، مالك رقاب مرد و زن * دارد به امرِ ذُو الْمِنَن ؛ روى زمين ، زير نگين ذاتش به امر دادگر ، شد منبع فيضِ بشر * خيل ملايك سربه‌سر دربند الطافش ، رهين حبّش سفينهء نوح آمد در مَثَل ، ليكن اگر * مهرش نبودى نوح را مىبود با طوفان قرين گرنه وجود اقدسش ظاهر شدى اندر جهان * كامل نگشتى دين حق ز امروز تا روز پسين ايزد به نامش زد رقم ، منشور ختم الاوصيا * چونان كه جدّ امجدش گرديد ختم المُرسلين