السيد الخميني

114

ديوان امام ( فارسى )

عشق مسيحادم بلبُل از جلوه گُل نغمهء داوُد نمود * نغمه‌اش درد دل غم‌زده بهبود نمود ساقى از جام جهان ، تاب بجان عاشِق * آنچه با جان خليل آتش نمرود نمود بندهء عشقِ مسيحادم آن دلدارم * كه به يُمن قدمش هستى من دود نمود در پريشانى ما هرچه شنيدى هيچ است * هيچ را كس نتوانست كه نابود نمود نازم آن دلبر پُرشور كه با صهبايش * پرده بردار رُخ عابد و معبود نمود قدرت دوست نگر كز نگهى از سر لُطف * ساجد خاك در ميكده مسجود نمود