السيد الخميني

53

جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( فارسى )

پيامبران و اولياى الهى و ملائكة اللّه دشمنى مىورزد ، و احساس حقد و كينه مىكند ؛ و آن گاه كه فرشتگان به امر خداى سبحان براى گرفتن جان او مىآيند ، سخت احساس تنفر و انزجار مىكند ، زيرا مىبيند كه خداوند و ملائكة اللّه مىخواهند او را از محبوبش ( دنيا و امور دنيوى ) جدا سازند ؛ و ممكن است با عداوت و دشمنى حضرت حق تعالى از دنيا برود . يكى از بزرگان قزوين ، رحمه اللّه تعالى ، نقل مىكرد كه [ به ] بالين مردى كه در حال احتضار بود حاضر شدم . در آخرين دقايق زندگى چشم باز كرد و گفت : ظلمى كه خدا به من كرد ، هيچكس نكرده است ! زيرا با چه خون جگرى اين بچه‌ها را پرورش داده بزرگ كرده‌ام ؛ اكنون مىخواهد مرا از آنان جدا سازد ! آيا ظلمى بالاتر از اين مىشود ؟ اگر انسان خود را مهذب نكند و از دنيا منصرف نسازد و حبّ آن را از دل بيرون ننمايد ، بيم آن مىرود كه هنگام مرگ با قلبى لبريز از بغض و كينه نسبت به خداوند و اولياى او جان سپرد . با چنين سرنوشت شومى دست به گريبان است . آيا اين بشر افسار گسيخته اشرف مخلوقات است ، يا در حقيقت شرّ مخلوقات مىباشد ؟ وَ الْعَصْرِ انَّ الانْسانَ لَفى خُسْر الَّا الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ « 52 » در اين سوره فقط « مؤمنين » را كه داراى عمل صالح‌اند استثنا فرموده است . و « عمل صالح » عملى است كه با روح سازش داشته باشد . ولى مىبينى كه بسيارى از اعمال انسان با جسم سازش دارد . « تواصى » هم در كار نيست . اگر بنا باشد حبّ دنيا و حبّ نفس بر شما غلبه كند و نگذارد حقايق و واقعيات را درك كنيد ، عمل

--> ( 52 ) - « سوگند به عصر كه همانا انسان در زيانكارى است ، مگر كسانى كه ايمان آوردند و اعمال شايسته انجام دادند و يكديگر را به حق و پايدارى سفارش كردند . » ( سورهء « عصر » )