السيد الخميني
49
جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( فارسى )
مىكنند ، اينان به علماى اسلام نسبتهاى ناروا داده اهانت و جسارت مىنمايند ؛ زيرا ايمان راسخ نشده و كيفر اعمال و كردار خود را باور ندارند . و « عصمت » غير از ايمان كامل نمىباشد معناى عصمت انبيا و اوليا اين نيست كه مثلا جبرئيل دست آنان را بگيرد . البته اگر جبرئيل دست شمر را هم بگيرد هرگز مرتكب گناه نمىشود ! بلكه عصمت زاييدهء ايمان است . اگر انسان به حق تعالى ايمان داشته باشد و با چشم قلب خداوند متعال را مانند خورشيد ببيند ، امكان ندارد مرتكب گناه و معصيت گردد . چنان كه در مقابل يك مقتدر مسلح « عصمت » پديد مىآيد . اين خوف از اعتقاد به حضور است كه انسان را از وقوع در گناه حفظ مىكند . معصومين ، عليهم السّلام ، بعد از خلقت از طينت پاك ، بر اثر رياضت و كسب نورانيت و ملكات فاضله همواره خود را در محضر خداوند تعالى ، كه همه چيز را مىداند و به همهء امور احاطه دارد ، مشاهده مىكنند ؛ و به معناى لا إله الّا اللّه ايمان داشته ، باور دارند كه غير از خدا همه كس و همه چيز فانى بوده در سرنوشت انسان نمىتواند نقش داشته باشد : كُلُّ شَيءٍ هالِكٌ الّا وَجْهَهُ . « 46 » اگر انسان يقين كند و ايمان بياورد كه تمام عوالم ظاهر و باطن محضر ربوبى است و حق تعالى در همه جا حاضر و ناظر است ، با حضور حق و نعمت حق امكان ندارد مرتكب گناه شود . انسان در مقابل يك بچهء مميز گناه نمىكند ، كشف عورت نمىنمايد ، چطور شد كه در مقابل حق تعالى و در محضر ربوبيت كشف عورات مىكند ، از هيچ جنايتى واهمه و مضايقه ندارد . براى اين است كه به حضور كودك ايمان دارد ، ولى به محضر ربوبيت اگر علم داشته باشد ايمان ندارد ؛ بلكه بر اثر
--> ( 46 ) - « جز وجه او همه چيز نابود شونده است . » ( قصص - 88 )