السيد الخميني

50

جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( فارسى )

كثرت معاصى كه قلب او تاريك و سياه شده اين گونه مسائل و حقايق را اصلا نمىتواند بپذيرد ؛ احتمال صحت و واقعيت آن را هم شايد نمىدهد . واقعا اگر انسان احتمال بدهد - لازم نيست يقين داشته باشد - كه اين خبرهايى كه در قرآن كريم آمده ، وعده‌ها ، وعيدهايى كه داده شده راست است ، كه در اعمال و كردار خود تجديد نظر نموده ، اين طور افسار گسيخته و بىپروا پيش نمىتازد . شما اگر احتمال بدهيد كه در مسيرى درنده‌اى وجود دارد و ممكن است اذيتى به شما برساند ، يا شخص مسلحى ايستاده كه شايد متعرض شما گردد ، از پيمودن آن راه خوددارى ورزيده توقف مىكنيد ، و در مقام تحقيق و صحت و سقم آن برمىآييد . آيا ممكن است كسى وجود جهنم و خلود در نار را احتمال دهد ، مع الوصف مرتكب خلاف شود ؟ آيا مىتوان گفت كسى خداوند متعال را حاضر و ناظر دانسته خود را در محضر ربوبى مشاهده كند ، و احتمال دهد كه براى گفتار و كردار او جزايى باشد ، حساب و عقابى باشد و در اين دنيا هر كلمه‌اى كه مىگويد ، هر قدمى كه برمىدارد ، هر عملى كه مرتكب مىشود ، ثبت و ضبط گرديده ملائكة اللّه كه « رقيب » و « عتيد » ند « 47 » مراقب او هستند و تمام اقوال و اعمال او را ثبت مىكنند ، و در عين حال از ارتكاب اعمال خلاف باكى نداشته باشد ؟ درد اينجاست كه احتمال وقوع اين حقايق هم داده نمىشود . از راه و روش و كيفيت سلوك بعضيها به دست مىآيد كه احتمال وجود عالم ماوراء طبيعت را نمىدهند . چون صرف احتمال كافى است كه انسان را از خيلى امور ناشايسته باز دارد .

--> ( 47 ) - ما يَلْفِظُ مِنْ قَولٍ إِلّا لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ . ( سخنى بر زبان نياورد ، مگر آنكه همان دم رقيب و عتيد بر [ ثبت ] آن آماده‌اند . ) ( ق - 18 )