الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

86

مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى )

نجات عبارت از داشتن اعتقادات صحيح نيست ، همچنين نجات عبارت از اجراى مراسم نيست بلكه نجات عبارت از يك تجربهء اخلاقى ، يك تجربهء روحانى و بالاخره يك حيات جاودانى است . « 1 » مختصر اينكه وى در كتاب خود موضوع فداء و نجات را بر خلاف آنچه در ميان مسيحيان معروف و مشهور است تفسير مىكند ؛ تفسيرى كه با عقايد اسلامى سازش كامل دارد بلكه رنگ خاصّ اسلامى آن به‌خوبى نشان مىدهد كه نويسنده كاملًا تحت تأثير تعليمات و كتاب‌هاى اسلامى قرار گرفته است . البتّه گفتنى است كه تفاسيرى امثال تفسير « كيدى الن » را هيچ‌گاه نمىتوان به‌عنوان قيافهء مسيحيّت و تعليمات كليسا به حساب آورد ، حتّى از تعبيرات خود او برمىآيد كه آنچه در اين كتاب آمده ، بر خلاف عقيدهء اكثريّت مسيحيان است ، امّا اين توجيهات و تفسيرها از يك واقعيّت مىتواند حكايت كند كه نويسندگان روشنفكر مسيحى دارند به زشتى تعليمات كليسا و سوءِ آثار آن در مورد مسأله فداء و نجات كم‌كم آشنا مىشوند . ولى چگونه مىتوان سرچشمهء اصلى گناه را قلب انسان دانست با اينكه كتب مقدّسهء آنان صريحاً مىگويد : به‌واسطه يك آدم ، گناه داخل جهان گرديد و به گناه موت و به اين‌گونه موت بر همه طارى گشت از آنجا كه همه گناه كردند . « 2 »

--> ( 1 ) . از سرگردانى تا رستگارى ، ص 41 - 45 . ( 2 ) . رساله پولس به روميان ، باب 5 ، جملهء 12 - 14 .