الشيخ ناصر مكارم الشيرازي ( تدوين سيد محمد عبد الله زاده )

36

گفتار معصومين ( ع ) ( فارسى )

عزّت نفس ، همان علوّ طبع و بزرگ‌منشى است كه انسان را از هرگونه خوارى دور مىكند . يكى از مهم‌ترين راه‌هاى به دست آوردن عزت ، دورى از گناه و نافرمانى خداست . امام حسن عليه السلام در اين زمينه مىفرمايند : « اذا أَرَدْتَ عِزّاً بِلا عَشيرةٍ ، وَهَيْبَةً بِلا سُلطانٍ ، فَاخْرُجْ منْ ذُلِّ مَعْصِيةِ اللَّهِ الى عزِّ طاعَةِ اللَّهِ ؛ هرگاه خواستى عزّت داشته باشى بدون اين كه فاميل داشته باشى ، و عظمت بدون سلطنت داشته باشى ، از ذلت معصيت خداوند به سوى عزّت طاعت او خارج شو » . « 1 » هيچ كس بر اثر طاعت ، كوچك نشده و هيچ كس بر اثر معصيت بزرگ نشده است . « عمر سعد » با نافرمانى خداوند و كشتن امام حسين عليه السلام خواست به مقام دنيايى برسد امّا موفّق نشد . بنىاميّه و بنىعباس خواستند امامان عليهم السلام را كه در مسير طاعت خدا بودند كوچك كنند اما موفّق نشدند ، چرا كه هر كسى كه در مسير طاعت خداست عزيز مىشود و هر كسى كه در مسير معصيت خدا قرار دارد ذليل خواهد شد . « زليخا » وقتى پير و نابينا و فقير شد در يكى از روزها عظمت يوسف پيامبر را ديد به همين نكته اعتراف كرد و دو جمله گفت : جملهء اوّل : « الْحَمْدُ للَّهِ الّذى جَعَلَ الْعَبيدَ مُلُوكاً بِطاعَتِهِ ؛ حمد خداى را كه بندگان را پادشاه قرار مىدهد به خاطر طاعتشان » . جملهء دوم : « الحَمْدُ للَّهِ الّذى جَعَلَ المُلُوكَ عَبيداً لِعِصْيانِهِمْ ؛ حمد خداى را كه پادشاهان را بنده قرار مىدهد به خاطر عصيانشان » . يعنى يوسف پيامبر بر اثر اطاعت عزيز شد و من بر اثر عصيان كوچك و خوار شدم . در تاريخ آمده كه يكى از خلفاى عباسى بيمار شد ، و پزشكان از درمان او

--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 44 ، ص 139