الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
78
كتاب النكاح ( فارسى )
أبعد الأجلين على الاصح كه اين نشان مىدهد مسأله اجماعى نيست و صاحب جواهر براى اين كه كلام خود را توجيه كند مىفرمايد « على الاصح » براى مطالب ما قبل است در حالى كه ظاهر اين است كه به همين مطالب مربوط است . تصوّر ما اين است كه مسأله اجماعى نيست زيرا عدّهء زيادى متعرّض اين مسأله نشدهاند ، پس اجماع در اينجا دل گرمكننده نيست و ظاهراً فقها به خاطر خوف از اجماع « على اشكال » گفتهاند ، پس مسأله داراى دو قول است : 1 - مانند مطلّقه عدّهاش وضع حمل است . 2 - ابعد الاجلين از عدّه ( چهل و پنج روز ) و وضع حمل . دليل : عموم ادلّه در اين مسأله روايت خاصى نداريم و دليل آن فقط عموم ادلّه است و يا به تعبير صاحب جواهر لدلالة العامّين ، يكى آيهء « وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ . . . » « 1 » و ديگرى عمومات چهل و پنج روز است كه بين اين دو را جمع كرده و ابعد الاجلين را مىگويند . الف ) عموم آيهء « وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ وَ اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ . » آيا اين آيه دربارهء مطلّقات دائمات است يا متعه را هم شامل مىشود ؟ سه ماه در مورد عقد دائم است و عدّهء عقد موقّت چهل و پنج روز است و بعيد است كه ذيل آيه در مورد متعه و دائم باشد پس شمول آيه نسبت به موقّت بعيد است . ب ) عموم روايات : روايات در باب اولات الأحمال زياد است كه عمدتاً در سه باب از ابواب عِدَد نقل شده و در باب نُه يازده حديث ، باب ده يك حديث و باب يازده دو حديث است كه مجموعاً چهارده حديث است كه در همه سخن از مطلّقه و در مورد عقد دائم است ، پس اولات الأحمال به عقد دائم مربوط است نه متعه . بعضى حرف عجيبى زده و طلاق را به معناى مطلق جدايى دانستهاند كه پايان عقد در متعه را هم شامل مىشود در حالى كه در اصطلاح قرآن و روايات ، جدايى عقد دائم را طلاق مىگويند ؛ به تعبير ديگر طلاق به معناى رها كردن است كه مربوط به عقد دائم است ، ولى عقد موقّت فقط پايان مدّت است . بنابراين هر چهارده حديث مصدّر به طلاق است و مطلّقات هم در عقد دائم است ، پس بايد بگوييم فقط روايات چهل و پنج روز باقى مىماند چون عمومات اولات احمال براى متعه نيست . حال آيا مىتوان اين را ادّعا كرد كه زن باردار بعد از چهل و پنج روز عدّهاش تمام شود و بتواند با شوهر جديد ازدواج كند ؟ بنابراين بهتر اين است كه بگوييم عقد موقّت بالاتر از عقد دائم نيست و لذا ابعد الاجلين را نمىتوان پذيرفت چون در اين صورت كار عقد موقّت مشكلتر از عقد دائم مىشود ، در حالى كه عقد موقّت هيچ اولويّتى ندارد و به عكس است يعنى عقد دائم اولويّت دارد و اگر در عقد دائم وضع حمل ، پايان عدّه است در عقد موقّت به طريق اولى بايد وضع حمل پايان عده باشد و لو كمتر از 45 روز باشد و به همين جهت است كه مقدار عدّه در عقد دائم سه ماه و در موقّت چهل و پنج روز است ، چون در عقد دائم احتمال تداخل مياه بيشتر است زيرا يطلب منه الولد ، و اگر عدّه براى حريم زوجيّت باشد عقد دائم بيشتر حريم دارد . بنابراين ما معتقديم عمومات اولات الاحمال متعه را شامل نيست و با ضميمهء قياس اولويّت كه مىگويد عقد دائم كارش از عقد موقّت مشكلتر است أبعد الأجلين را كنار مىگذاريم و واهمهاى از اجماع نداريم ، چون اجماع نيست بلكه عدم خلاف است . توضيح آيه : آيه داراى پيچ و خمهاى متعدّد است : منظور از « وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ » چيست ؟ اگر منظور يائسه است ، آيا يائسه بايد سه ماه عدّه نگه دارد ؟ در حالى كه كسى اين گونه فتوا نداده است . « إِنِ ارْتَبْتُمْ » به چه معناست ؟ سه معنا گفته شده كه در تفسير نمونه ذكر شده است : 1 - ان ارتبتم فى الحمل اگر احتمال داديد كه يائسه حامله شده است سه ماه دست نگه داريد كه اين قول قائل دارد و مىگويند يائسه در جايى كه شك در حمل است بايد عدّه نگه دارد . 2 - مرحوم طبرسى در مجمع البيان مىگويد اگر در يائسه بودن شك كنيد ، كه اين معنا با آيه سازگار نيست ، چون در ابتدا و اللائى يئسن من المحيض دارد و شك در يائسه بودن نيست . 3 - إن ارتبتم يعنى اگر حكم اللَّه را نمىدانند حكمش اين
--> ( 1 ) آيهء 5 ، سورهء طلاق .