الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

77

كتاب النكاح ( فارسى )

« و الاحتياط » كلام امام است يا راوى ؟ احتياط در كلام امام بعيد است و احتمال اين كه از روات باشد وجود دارد چرا كه سابقاً براى تفسير حديث كلماتى را به روايت مىافزودند . * . . . عن ابن بكير ، عن زرارة قال : عدة المتعة خمسة و أربعون يوماً كأنّى أنظر إلى أبى جعفر عليه السلام يعقده بيده خمسة و أربعين ( با دستان خود مىشمردند ) . . . . « 1 » * . . . عن محمد بن مسلم فى حديث أنّه سأل أبا عبد اللَّه عليه السلام عن المتعة فقال : إن أراد أن يستقبل أمراً جديداً فعل ( شوهر اوّل قصد تمديد دارد ) و ليس عليها العدّة منه و عليها من غيره ( اگر با غير ازدواج مىكند عدّه دارد ) خمسة و أربعون ليلة . « 2 » اين تعابير با هم متفاوت است و نتيجهء آنها هم بالتبع متفاوت است به اين بيان كه اگر مدّت در ابتداى روز تمام شود ، از ابتداى روز تا پايان روز چهل و پنجم در واقع چهل و پنج روز و چهل و چهار شب است ، مشابه اين برنامه در قصد اقامت ده روز هم هست كه آيا شب هم داخل است يا نه ؟ معمولًا « يوم » به معناى عرفى يوم است ، نه به معناى بيست و چهار ساعت ، به همين جهت ما به ده روز اكتفا مىكنيم . آيا در ما نحن فيه هم مىتوان اين را گفت ؟ خير ، چون تعابير مختلف است ، بعضى يوم و بعضى يوم و ليلة و بعضى شهر و نصف دارد و احتياط اين است كه به جهت خصوصيّت مقام ، چهل و پنج شبانه روز بگوييم پس احتياط واجب رعايت چهل و پنج شبانه روز است . آيا يوم و ليلهء تلفيقى كافى است ؟ مراد از يوم و ليلهء تلفيقى اين است كه اگر ساعت دوازده ظهر عقد موقّت تمام شود ، ما ادامهء امروز را تا ساعت دوازده فردا يك روز حساب كنيم و تا آخر به همين كيفيّت حساب كنيم تا به ظهر روز چهل و ششم برسيم كه چهل و پنج روز تلفيقى است . على القاعده اين كار درست است و لو صاحب جواهر نمىپذيرد ، چرا كه غالباً اتمام مدّت اوّل طلوع فجر نيست و دليلى نداريم كه نصف روز را حساب نكنيم پس چون همهء مصاديق در اينجا تلفيقى است الّا شذّ و ندر پس به صورت تلفيقى حساب مىكنيم . روايت معارض ظاهراً يك روايت معارض هم در اينجا داريم ( روايت اسماعيل بن فضل هاشمى « 3 » ) كه خمسة و اربعون دارد و مرحوم علّامهء مجلسى در بحار آن را نقل كرده و تعبير « شهرة » دارد ولى سابقاً سند حديث را نپذيرفتيم پس حديث معارضى نداريم . بقى هنا شىء : افرادى كه غير مستقيمة العاده ( هر دو ماه يك بار حيض مىشوند ) و يا مسترابه ( حيض به تأخير مىافتد و احتمال باردارى مىرود ) هستند وظيفهء اينها چيست ، اگر سراغ حيضتان بروند ممكن است شش ماه طول بكشد ؟ ظاهر اين است كه اطلاقات حيضتان براى افرادى است كه مستقيمه هستند و ناظر به متعارف است و متعارف اين است كه در هر ماه حيض ببيند به همين جهت در اين موارد به اطلاق روايات خمسة و اربعون تمسّك مىكنيم و شاهد آن هماهنگى بين دو حدّ حيض است كه اگر قائل به حيضتان شويم و عدهء اين زن شش ماه طول بكشد ، تناسبى با چهل و پنج روز ندارد ، به همين جهت در اين افراد چهل و پنج روز را قائل مىشويم . 59 ادامهء مسألهء 16 . . . . . 29 / 10 / 82 صورت سوّم : زن باردار است . مرحوم امام ( ره ) در عبارت مسألهء شانزدهم فرمودند : . . . و لو كانت حاملًا فعدّتها الى أن تضع حملها كالمطلقة على إشكال فالاحوط مراعات أبعد الأجلين ( چهل و پنج روز يا وضع حمل ) . همان گونه كه مطلّقه اگر باردار باشد عدّه‌اش وضع حمل است در متعه همچنين است ولى در ادامه « على اشكال » مىفرمايند كه ظاهراً مسأله در نظر ايشان داراى اشكال است . اقوال : بعضى ادعاى اجماع كرده‌اند . مرحوم سبزوارى در مهذب الاحكام ادّعاى اجماع مىكند و صاحب جواهر هم در اين مسأله مىفرمايند : بلا خلاف و لا إشكال ( يعنى ابعد الاجلين بدون خلاف و اشكال است ) . ولى جالب اين است كه مرحوم محقق در شرايع ( متن جواهر ) مىفرمايند :

--> ( 1 ) ح 3 ، باب 22 از ابواب متعه . ( 2 ) ح 1 ، باب 23 از ابواب متعه . ( 3 ) ح 8 ، باب 4 از ابواب متعه .