الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

130

كتاب النكاح ( فارسى )

بعضى از صور است و خواه حرام زاده كه در بعضى از صور ديگر است ، پس على كل حال انتساب چنين ولدى به صاحب نطفه است و فرزند حلال و حرام هر كدام داراى حكم خودش مىباشد . اصل سوّم : در مواردى كه مادر جانشين است ، اين ولد و لو از نطفهء ديگرى است ، ولى نسبت به مادر جانشين و شوهر او محرم است ، اگر چه فرزند آنها نيست و از آنها ارث نمىبرد . دليل محرميّت اين است كه وقتى در باب رضاع ، بچّه بيست و چهار ساعت شير مىخورد محرم مىشود ، در اينجا كه تمام پوست ، گوشت و استخوانش از مادر جانشين است به طريق اولى محرم است . همچنين با شوهر هم محرم است چون ربيبه خواه نسبى يا رضاعى بر شوهر محرم است ؛ علاوه بر اين هيچ فقيهى اجازهء ازدواج اين فرزند را با مادر جانشين نمىدهد . از اين پنج صورت سه صورت حرام است . صورت اوّل چون نطفه از مرد بيگانه است ، صورت دوّم چون تخمك از بيگانه است ، و صورت سوّم چون هر دو نطفه از بيگانه است . البتّه در اينجا راه‌هايى براى حلّيت وجود دارد كه در جلسهء آينده به تفصيل آن را بحث خواهيم كرد . صورت چهارم كه نطفهء زوج و زوجه را با هم تركيب كرده و در رحم ديگرى قرار مىدهند كه مادر جانشين ( رحم استيجارى و امّ مستأجره هم مىگويند ) است و دليلى بر حرمت انتقال جنين نداريم . اگر زن شوهر داشته باشد اجازهء شوهر را مىخواهد و اگر شوهر نداشته باشد بحثى نيست و فقط تنها اشكال آن اين است كه اين كار بدون نظر و لمس حرام ممكن نيست ، پس اصل مسأله جايز است . البتّه اگر ضرورتى باشد اجازهء نظر و لمس مىدهيم ولى در حالت عادى جايز نيست . صورت پنجم كه نطفه از زوج و زوجه است و در بيرون تركيب شده و به رحم منتقل مىشود نيز جايز است و فقط نظر و لمس حرام دارد كه اگر ضرورت باشد اشكال ندارد و اگر ضرورتى نباشد اجازهء نظر و لمس نمىدهيم . 104 م 3 ( ليس الجذام و البرص من عيوب . . . ) . . . . . 22 / 2 / 83 اكنون صور مسأله را به طور كامل بررسى مىكنيم : صورت اوّل : زوج اسپرم ندارد ولى زن تخمك دارد . در اين صورت نطفهء مرد اجنبى را در رحم زوجه قرار مىدهند و بچّه متولّد مىشود در حالى كه نطفهء مرد بيگانه در رحم زن بيگانه قرار گرفته است و نه نكاح است و نه وطى شبهه ( و نه ملك يمين كه البتّه امروزه موضوع ندارد ) تا فرزند آنها محسوب شود زيرا فرزند فقط از اين دو راه حاصل مىشود . البتّه اگر طرفين ندانند شبيه وطى به شبهه است . راه حل : زن از شوهرش طلاق توافقى مىگيرد و بعد از اتمام عدّه به متعهء مردى درمىآيد كه مىخواهند از نطفه‌اش استفاده كنند ، بى آن كه همديگر را ببينند ، بعد نطفه را در مدّت متعه با تخمك زن تركيب مىكنند و در مدّت متعه در رحم زن نمىكارند تا عدّه داشته باشد بلكه مدّت باقيماندهء نكاح موقّت را مىبخشند و چون دخول صورت نگرفته عدّه ندارد و بعد به نكاح زوج اوّل درمىآيد ، سپس جنين آماده را در رحم زن كه مادر واقعى و شبيه مادر جانشين است ، قرار مىدهند . اين بچّه بر زن و شوهر محرم است ، شخص اجنبى هم كه نطفه از اوست به او هم محرم است و از او و مادرش كه شبيه مادر جانشين است ارث مىبرد ولى از اين زوج ارث نمىبرد . صورت دوّم : زن ، بارور نبوده و شوهر داراى نطفه است ، نطفهء مرد را با تخمك زن اجنبى تركيب كرده و در رحم زن آن مرد ، قرار مىدهند . اين صورت نيز حرام است . راه حل : مرد زنى را متعه مىكند و تخمك را از او مىگيرند و با نطفهء زوج تركيب مىكنند و در همين حال كه زوجهء موقّت اوست نطفهء منعقد شده را در رحم زوجهء عقيم كشت مىدهند و اين زن « مادر جانشين » است . صورت سوّم : زن و شوهر هر دو بىنطفه هستند ، نطفهء مرد و زن اجنبى در خارج از رحم تركيب شده ، و جنين را در رحم زن نابارور كشت مىكنند . راه حل : از يك زن و مرد كه زن و شوهر دائم يا موقّت هستند اسپرم و تخمك را مىگيرند و با هم تركيب كرده در رحم زوجهء عقيم قرار مىدهند . اين بچّه هم به زن محرم است و هم به شوهر ، چون شبيه فرزند رضاعى است و فقيهى پيدا نمىكنيد كه بگويد اين بچّه مىتواند با مادر جانشينش ازدواج كند . مذاق شارع اين است كه اگر بچّه يك شبانه روز شير بخورد فرزند رضاعى است ، چون گوشت و پوست از شير روييده است ، حال وقتى تمام وجود بچّه از مادر است بر رضاع مقدّم است . البتّه زن و مردى كه نطفه از آنها گرفته مىشود بايد زن و