الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
160
كتاب النكاح ( فارسى )
حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ » « 1 » استدلال كرده است . 4 - كفر عصيان : ترك ما امر اللّه و فعل ما نهى اللّه امام به آيهء « أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ » « 2 » استدلال فرموده است . ان قلت : براى هر يك از اين اقسام پنجگانه مورد استعمالى پيدا كرديد ، آيا استعمال دليل بر حقيقت است كما اين كه قدما قائلاند ؟ در حالى كه شما معتقديد استعمال اعمّ از حقيقت و مجاز است . قلنا : در باب علائم حقيقت و مجاز گفتيم كه استعمال اگر موردى باشد ، لا يدلّ على الحقيقة ولى اگر استعمال گستردهاى داشته باشد حقيقت است ، اين موارد خمسه داراى استعمال گستردهاى است كه آن را دليل بر حقيقت مىدانيم ، به عنوان مثال در موارد متعدّدى در مورد عصيان كلمهء كفر به كار رفته است و موردى را كه امام ذكر فرموده از باب نمونه است . و امّا در ما نحن فيه ( روايات نوزدهگانه ) كه مىفرمايند مخالف كافر است ، كفر به كدام يك از اين معانى است ؟ ادّعاى ظهور در كفر به معنى اوّل و دوّم ممكن نيست ، بله در ميان سران مخالفين ممكن است كسانى كفر جحودى داشته باشند ولى هر مخالفى را نمىتوان گفت كه كفر جحودى دارد ، بنابراين روايات ما در مورد كفر مخالف به تنهايى دلالت بر اين مسأله نمىكند و ما نمىتوانيم اثبات كفر را به معنى خروج از اسلام و نجاست ثابت كنيم . سلّمنا كه ظهور ضعيفى داشته باشد ولى در مقابل ادلّهء آينده نمىتواند بايستد . دليل قائلين به طهارت مخالفين : 1 - سيرهء ائمّه عليهم السلام و مسلمين : سيرهء ائمه و اصحاب ائمه اين بوده كه با هم مخالط بودند و با هم ، هم غذا و هم مجلس مىشدند . صاحب جواهر در اينجا كلام محكمى دارد و مىفرمايد : بل لعلّه ( حكم به طهارت ) ضرورى المذهب للسيرة القاطعة من ساير ( جميع ) الفرقة المحقّة فى سائر الاعصار و الامصار و للقطع بمخالطة الائمة المرضيّين عليهم السلام و اصحابهم لهم حتّى لرؤسائهم و مؤسّسى مذهبهم على وجه يقطع بعدكم كونه للتقيّة مع انّ الاصل عدمها . « 3 » امّا اين كه اصل عدم تقيّه است معلوم است چون هر كلامى كه از متكلّم صادر مىشود براى بيان واقعيّت است و تقيّه خلاف اصل است و نياز به قرينه دارد و امّا اين كه مىفرمايند قطع داريم تقيّه نبوده به خاطر اين كه تقيه محدود و مربوط به شرايط خاصّى است و ما مىبينيم ائمّه عليهم السلام در هر جا و در هر شرايط پرهيز نمىكردند چه خودشان و چه اصحابشان . صاحب جواهر در ادامهء كلامش مىفرمايد : و لذا حكى الاجماع فى كشف اللثام و الرياض على عدم احتراز الائمة و اصحابهم عنهم فى شىء من الازمنه و هو الحجة بعد الاصل بل الاصول فيهم و فيما يلاقيهم ( اصالة الطهارة يعنى كل شىء طاهر حتّى تعلم انه نجس كه در خود آنها جارى مىشود و استصحاب طهارت كه در ملاقى جارى مىشود ) . « 4 » اضف الى ذلك : مسئلهء معاشرت با مخالفين در ايّام حج بيش از زمانهاى ديگر است چون شيعيان با مخالفين در جاهاى مختلفى در حج معاشرت داشتند و تا به حال شنيده نشده كه كسى از پيروان اهل بيت به حج مشرّف شوند و از آنها پرهيز كنند ، در حالى كه تمام امور به دست آنهاست و احدى از شيعيان در ايّام گذشته از آنها پرهيز نكرده است . 112 ادامهء مسئلهء 8 . . . . . 17 / 3 / 82 2 - احاديث باب اسلام و ايمان : احاديثى در مورد اين كه اسلام و ايمان به چه حاصل مىشود وارد شده است . مرحوم كلينى در اوائل ج 2 از اصول كافى روايات عديدهاى براى فرق بين اسلام و ايمان ذكر كرده كه از آنها استفاده مىشود اسلام به شهادتين است و در اين صورت ذبائح و نكاح آنها حلال است ، كه بعضى ضعيف و بعضى معتبر است ولى در مجموع چون متضافر است نياز به بحث از سند نداريم : * . . . عن سفيان بن السمط قال : سأل رجل أبا عبد اللّه عليه السلام عن الاسلام و الايمان ما الفرق بينهما ؟ فلم يجبه ثم سأله فلم يجبه ، ثم التقيا فى الطريق و قد أزف من الرجل الرحيل ( نزديك بود كوچ كردن ) فقال له أبو عبد اللّه عليه السلام : كانّه قد أزف منك رحيل ؟ فقال : نعم :
--> ( 1 ) آيهء 4 ، سورهء ممتحنه . ( 2 ) آيهء 84 ، سورهء بقره . ( 3 ) ج 6 ، ص 56 . ( 4 ) جواهر ، ج 6 ، ص 57 .