الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
93
كتاب النكاح ( فارسى )
بر زنان كه مثلًا به عورت زنى براى شهادت بر باكره بودن او نگاه كنند ، منتهى نسبى است يعنى مردها ممنوعيّت شديدتر و زنها ممنوعيّت كمترى دارند ) . « 1 » * . . . عن داود بن سرحان ، عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال : أجيز شهادة النساء فى الغلام [ الصبى ] صاح أو لم يصحّ ( بچّهاى كه متولّد شد آيا صدايى كرد يا نه ؟ كه اگر صدا كرده باشد ، معلوم مىشود زنده بوده ، و ارث مىبرد ) و فى كلّ شىء لا ينظر اليه الرجال تجوز شهادة النساء فيه ( به صورت جملهء خبريه همان معنى را مىرساند ) . « 2 » * . . . عن السكونى ، عن جعفر ، عن أبيه ، عن علىّ عليه السلام انّه كان يقول : شهادة النساء لا تجوز فى طلاق و لا نكاح و لا فى حدود ، الّا فى الدّيون و ما لايستطيع الرجال النظر اليه . « 3 » * و فى العلل و عيون الاخبار باسانيده الى محمّد بن سنان ( كه محلّ بحث است ) عن الرضا عليه السلام . . . لا تجوز شهادتهنّ الّا فى موضع الضرورة مثل الشهادة القابلة و ما لا يجوز للرجال أن ينظروا اليه . . . « 4 » تا اينجا به كمك روايات ، كبراى كلّى ثابت شد . صغراى مسأله : آيا رضاع از چيزهايى است كه مردان نمىتوانند به آن نگاه كنند ؟ بعضى مىگويند نگاه مردانِ محارم جايز است ؛ آيا محارم تا اين اندازه مىتوانند نگاه كنند ؟ سابقاً بيان شد كه محارم به تمام بدن يكديگر نمىتوانند نظر كنند و فقط به آن مقدارى كه معمول است ( مقدارى از سينه و دستها و ساق پاها . . . ) مىتوانند نگاه كنند ، بله شوهر آن زن مىتواند يكى از شهود باشد ، يا مثلًا ضرورتى ايجاب كند و نگاه كنند و يا چيزى كه صاحب جواهر اشاره دارد و مىفرمايد در موقعى كه تحمل شهادت مىكرد نگاه كردن جايز بوده ؛ ولى در حين اداى شهادت ، نگاه كردن حرام باشد ، مثلًا در هنگام تحمّل شهادت صغير بوده ( بنابراين كه صغير بتواند تحمّل شهادت كند ) ؛ ولى در حين اداى شهادت كبير شده و يا اينكه در موقع تحمّل شهادت شوهر بوده و الان طلاق داده است ، حال آيا به همين مقدار ، رضاع از موارد « يستطيع الرجال » مىشود ؟ به عبارت ديگر آيا مراد از « لايستطيع » و « لا يجوز » لايستطيع غالبى است يا دائمى ؟ اگر منظور از لايستطيع ، دائمى باشد ، يعنى در موردى كه هيچ مردى اجازهء رؤيت نداشته باشد ، شهادت زنان جايز باشد ، در اين صورت براى شهادت زنان هيچ مصداقى پيدا نمىشود ، چون اطبّاء هم عند الضّرورة مىتوانند ببينند كه بچّهاى متولّد شده است يا نه ، و يا شوهر در تمام موارد جايز است به زن نظر كند ، بنابراين لايستطيع غالبى است يعنى مردان غالباً به حسب متعارف آن را نبينند . بنابراين رضاع هم يكى از مصاديق اين كبرى است چون غالباً مردها چه محارم و چه غير محارم سينهء زن را در رضاع نمىبينند و زنان سينهء خود را از محارم غير شوهر هم مىپوشانند ، مضافاً به اينكه محارم هم محدود هستند ؛ ولى زنان در مجالس زنانه ، در مقابل زنان ديگر ، بچّههاى خود را شير مىدهند و زنان ديگر شير دادن آنها را مىبينند و مىتوانند شهادت دهند . نتيجه : با بودن اين قاعدهء كليّه ما مىتوانيم شهادت نساء را در رضاع ثابت كنيم و بگوييم زنها در مسئلهء رضاع منفردات مىتوانند شهادت دهند . 82 ادامهء مسئلهء 7 . . . . . 18 / 1 / 81 طائفهء دوّم : رواياتى است كه قاعده كلّيه در آنها نيست و در مصاديق خاصّهاى مانند مسئلهء بكارت ، نفاس ، استهلال ( ناله كردن بچّه در حين تولد ) و عيوب وارد شده است ؛ از اين مثالها الغاء خصوصيّت كرده و رضاع را هم ملحق مىكنيم يا با قياس اولويّت باب رضاع را بر شمول اولى مىدانيم . اين احاديث مختلف هستند ، بعضى فقط در مورد ولادت و بعضى در مورد بكارت و نفاس و بعضى مصاديق ديگر را بيان مىكنند كه همه را تحت عنوان مصاديق « ما لا يحلّ للرجل النظر اليها » قرار مىدهيم و چون احاديث متضافر هستند از سند آنها بحث نمىكنيم . * . . . و سألته عن شهادة القابلة فى الولادة ، ( اصل ولادت يا زنده به دنيا آمدن ولد يا هر دو ، كدام مراد است ؟ ) قال : تجوز شهادة الواحدة ، و قال : تجوز شهادة النساء فى المنفوس ( شهادت به نفاس كنايه از شهادت به ولادت است ) و العُذرة ( بكارة ) . « 5 » * . . . عن محمّد بن مسلم قال : قال : لا تجوز شهادة النساء فى الهلال و لا فى الطلاق و قال : سألته عن النساء تجوز شهادتهن ؟ قال : نعم فى
--> ( 1 ) ج 18 ، ح 10 ، باب 24 از ابواب شهادات . ( 2 ) ج 18 ، ح 12 ، باب 24 از ابواب شهادات . ( 3 ) ج 18 ، ح 42 ، باب 24 از ابواب شهادات . ( 4 ) ج 18 ، ح 50 ، باب 24 از ابواب شهادات . ( 5 ) ج 18 ، ح 2 ، باب 24 از ابواب شهادات .