الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
108
كتاب النكاح ( فارسى )
سبب مىشد ، احترام پيامبر از بين برود و مفسدهاى در درون جامعهء اسلامى ايجاد گردد ، و لذا بايد براى حفظ حرمت پيامبر و حفظ حريم جامعهء اسلامى چنين فداكارى داشته باشند . در جائى كه شوهر مرحوم مىشود و زن براى بزرگ كردن بچّههاى خود شوهر نمىكند و فداكارى مىكند ، و عقلا او را مدح مىكنند ، پس در اينجا كه همسر پيامبر به خاطر حفظ جامعه فداكارى مىكند ، قطعاً پسنديده و مورد ستايش است . القول فى النسب يحرم بالنسب سبعة اصناف من النساء على سبعة اصناف من الرجال : الام [ اول از صنوف هفت گانه مادر است ] ( مادر كه در اينجا گفته مىشود دامنهاش وسيع است و شامل مادر ، مادرِ مادر ، مادرِ پدر ، مادرِ مادر ، مادرِ مادرِ پدر ، . . . و خلاصه هركس كه انسان از او با واسطه يا بىواسطه تولّد يافته است مىشود ) . بما شملت الجدّات عاليات و سافلات ، لابٍ كنّ أو لأمٍ ، فتحرم المرأة على ابنها و على ابن ابنها و ابن ابن ابنها و على ابن بنتها و ابن بنت بنتها و ابن بنت ابنها و هكذا ، و بالجملة تحرم على كلّ ذكر ينتمى اليها بالولادة ، سواءٌ كان بلا واسطة او بواسطة او وسائط ، و سواءٌ كانت الوسائط ذكوراً او اناثاً او بالاختلاف . صاحب مسالك و صاحب جواهر تعبير خوبى دارند : « كلّ امرأة ولدتك بالواسطة أو بلا واسطة » اين مسأله از مسلّمات است و بقدرى مسلّم است كه در مسأله ، ذكر اقوال نمىكنند ، ولى بحث اين است كه مدرك اين حكم غير از اين تسلّم چيست ؟ بعضى به آيهء : « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ . . . » « 1 » تمسّك كردهاند . منتهى بحث در اين است كه آيا امّهات در آيه شامل همهء اينها مىشود يا نه امّهات همان مادر بلاواسطه است و بقيّه جدّه هستند ، آيه شامل جدّات نمىشود و حكم جدّات از سيره و روايات استفاده مىشود . صاحب جواهر مىفرمايد آيه عام است و « أُمَّهاتُكُمْ » در آيه شامل تمام زنانى كه در مسير ولادت هستند مىشود ، البتّه كلام ايشان خالى از اشكال نيست . 92 القول فى النسب . . . . . 22 / 12 / 79 مرحوم نراقى بعد از ذكر محرّمات نسبى مىفرمايد : و تحريم هؤلاء مجمع عليه بين الامّة ، بل عليه الضرورة الدينيّة ، و مصرّح به فى الجملة فى الكتاب و السنة « 2 » ( در كتاب و سنت به جهت وضوح ، مسأله اجمالًا مطرح شده و شاخ و برگها نيامده است ) صاحب رياض بعد از انكار دلالت آيهء 23 سورهء نساء بر عموم ، چنين مىفرمايد : « فاذاً الحجّة التامة اجماع الامة » « 3 » از اين عبارات معلوم مىشود كه اين مسأله از مسائلى است كه در بين شيعه و سنّى اجماعى است . آيا مىتوان از آيهء شريفهء سورهء نساء « 4 » اين عموميّت را استفاده كرد ؟ بعضى مثل صاحب جواهر مىفرمايند كه آيه دلالتش جامع است و بعضى ديگر مثل محقق نراقى مىگويند كه آيه دلالتش اجمالى است و لو لا الاجماع نمىتوانيم بر تمام موارد به آيه استدلال كنيم . خلاصهء بيان صاحب جواهر چنين است : ما قبول داريم كه « امّ » در غير مادر بلاواسطه مجاز بوده و « امّ مع الواسطه » اسمش « جدّه » است منتهى مىفرمايد : فمجاز الا أنه مراد فى خصوص الآية « 5 » و چهار قرينه ذكر مىكند : قرينهء اوّل : اجماع المفسّرين على عموميّة معنى الآية قرينهء دوم : آيهء 24 مىفرمايد « وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ » آيه هفت صنف محارم نسبى ، محارم رضاعى و محارم سببى را مىشمارد بعد مىفرمايد كه غير از اينها حلال است ، صاحب جواهر مىفرمايد اگر ما آيه را منحصر به مادر بلاواسطه بدانيم پس بايد غير مادر بلاواسطه ( مثل دختر و عمّه و خاله . . . كه عام است و مع الواسطه و بلاواسطه را شامل مىشود ) از « أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ » استثنا شود و اين از موارد تخصيص اكثر و قبيح است ( اين عبارت مضمون بيان صاحب جواهر است ) پس مىگوئيم آن عناوين سبعه عام است يعنى امّهات ، اعم از با واسطه و بىواسطه و بنات ، اعم از بلاواسطه و با واسطه . . . است . قرينهء سوم : هر انسانى يك مادر دارد پس چرا « امّهاتكم » در آيه جمع آمده است ؟ لا بد مراد از امّهات مادرهاى با واسطه هم مىباشد . حال كه در « امّ » قائل شديم كه مع الواسطه هم داخل است ، بنات و خالات هم با اتّحاد سياق شامل با واسطه مىشود ، اگر چه در ناحيهء عمّات و خالات و بنات تعدّد تصوّر مىشود . ان قلت : شايد صيغهء جمع به خاطر تعدّد مخاطبين است . قلنا : اين خلاف ظاهر است ، ظاهر اين است كه صيغهء جمع به
--> ( 1 ) آيهء 23 ، سورهء نساء . ( 2 ) مستند نراقى ، ج 16 ، ص 220 . ( 3 ) رياض ، ج 2 ، ص 85 . ( 4 ) آيهء 23 ، سورهء نساء . ( 5 ) جواهر ، ج 29 ، ص 240 .