الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
70
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
اصلاحاتى در گسترهء فقه اسلامى قرار مىگيرد كه دليل عمدهء آنها همان سيره عقلا است كه اسلام با سكوت و عدم ردع ، آن را امضا نموده است و تعداد زيادى از كتب فقهيه را شامل مىشود . همچنين نهادهاى مهمى مانند نهاد خانواده ، انواع شركتها ، و مهمتر از همه نهاد حكومت و دستگاه قضايى كه در عرف عقلا از قديم الايّام بوده ، نيز با اصلاحاتى از سوى اسلام پذيرفته شده و بخش سياسات را در فقه اسلامى تشكيل داده است . 3 . مقتضاى اصل اوّلى در روايات معصومان بر شمول و جاودانگى است شكى نيست كه روايات صادره از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان اهل بيت عليهم السلام يكنواخت نيست و از اقسام مختلفى برخوردار است : قسمت اعظم بلكه قريب به اتفاق اين روايات ناظر به بيان احكام همگانى و دائمى اسلام است كه تغييرناپذير مىباشد و به مقتضاى « حلال محمّد حلال أبداً إلى يوم القيامة و حرامه حرام أبداً إلى يوم القيامة » « 1 » رنگ جاودانگى بر خود گرفته است . بخش ديگرى از آنها - كه بسيار محدود است - با بعضى از قرائن ناظر به احكام مقطعى دربارهء زمان يا مكان خاصى بوده و به اصطلاح از قبيل « قضيهء خارجيه » است نه مثل بخش اوّل كه از قبيل « قضيهء حقيقيه » مىباشد ، مانند طرز تقسيم آب مدينه ميان كشاورزان و نهى از جلوگيرى از اضافهء آب چاهها ( و قرار دادن آن در اختيار ساير نيازمندان ) « 2 » يا آنچه از امير مؤمنان على عليه السلام در نهج البلاغه در شرح حديث پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله « غيِّروا الشيب و لا تشبّهوا باليهود ؛ موهاى سفيد خود را رنگ كنيد و مانند يهود نباشيد » وارد شده كه فرمود : « انما قال صلى الله عليه و آله ذلك والدين قُلّ و أمّا الان و قد اتسع نطاقه و ضرب بجرانه فامرؤٌ و ما اختار ؛ اين سخن را زمانى فرمود كه پيروان اسلام كم بودند ، اما امروز كه اسلام گسترش يافته و استوار و پايدار شده هركس مختار است » . « 3 » بخش سومى از كلمات آن پيشوايان بزرگ نيز با بعضى از قرائن ، ناظر به راهنمايىهاى عادى و معمولى بوده كه به عنوان يك فرد متفكّر و آگاه ، شخص خاصى را هدايت به بعضى از مسائل مختلف زندگى مىكردند مانند برخى از دستورات غذايى و طبّى كه از آن بزرگواران رسيده است . اكنون سؤال اين است كه در صورت شكّ ، مقتضاى اصل اوّلى چه مىباشد ؟ ممكن است گفته شود كه اصل اوّلى : الف ) بر شمول و همگانى بودن و عدم اختصاص به فرد يا گروهى خاص است . ب ) اصل بر اين است كه آنچه را معصوم فرموده حكم اللَّه است نه يك راهنمايى عادى و معمولى . ج ) و اصل بر جاودانگى و استمرار آن تا روز قيامت و عدم اختصاص به زمان و يا منطقهء خاص مىباشد . همهء اين جهات سهگانه به خاطر ظهور جايگاه و مسند و منصبى است كه معصوم بر آن تكيه زده ، يعنى « ظهور حال » كه همانند ظهور كلامش حجّت است
--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 58 ، ح 19 . ( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 17 ، ص 333 ، ح 32241 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، جمله 17 .