الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
67
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
نيازهاى طبيعى : نوع اوّل از نيازها ، نيازهاى اوّليه و مربوط به حوزهء زندگى طبيعى انسان است مثل نياز به تغذيه ، مسكن ، دفاع از خود ، نقل و انتقال از نقطهاى به نقطهء ديگر . ممكن است گفته شود براى رفع اين نوع از نيازها نيازى به فقه نيست زيرا رافع اين نيازها و در حقيقت آنچه موجب دوام و بقاى انسان است در محيط طبيعى اطراف خود انسان وجود دارد و طبعاً براى رفع اين بخش از نيازها كافى است كه با تلاش پيگير ، عناصر رفع كنندهء اين نوع نياز را به خدمت درآورد و طبيعت اطراف خويش را تسخير كند و براى به خدمت درآوردن و تسخير كردن ، عقل و علم و ابتكار خود انسان ، كافى است و نيازى به مداخلهء دين كه مسئوليت هدايت انسانها را به عهده دارد نيست چون مهار طبيعت و ساختن بعد مادى زندگى ، دخالتى در هدايت و يا ضلالت انسان ندارد تا مشمول مقرّرات شريعت و قوانين فقه گردد . به بيان ديگر : رسالت دينى ، آموزش علوم و فنون و تعليم روشهاى تسخير طبيعت به انسان نيست چرا كه خطاى در اين حوزه ، هيچگاه سبب انحراف انسان از مسير هدايت و سقوط او از مدار انسانيّت نشده و نخواهد شد ، مثلًا بعد از دو هزار سال كه از عمر نظريّهء هيئت بطلميوس دربارهء زمين و كرات آسمانى گذشت خطا بودن آن كشف شد و نظريهء جديد كپرينك و گاليله جانشين آن گرديد و چنين خطايى منافاتى با رسيدن انسان به سعادت و با هدف كلى از آفرينش او ندارد . « 1 » در جواب مىتوان گفت : اين سخن از يك نظر صحيح و قابل قبول است كه رسالت دين ، آموزش علوم و فنون و تعليم روشهاى تسخير طبيعت به انسان نيست ولى اين مطلب به اين معنا نخواهد بود كه اسلام هيچگونه احكامى براى اين فعاليتها و روشها تعيين نكرده است چرا كه ممكن است پارهاى از روشهاى تسخير طبيعت منجر به مفاسد اخلاقى و اجتماعى شود و انسان را از مسير تكامل بازدارد و بايد مورد نهى قرار گيرد . مثلًا اسلام در مسائل اقتصادى و آنچه مربوط به بانكدارى است روشهايى را كه منتهى به رباخوارى مىشود تحريم مىكند و همچنين خريدوفروش موادّ مخدّر و مشروبات الكلى و تمام امورى كه زيان جسمى يا روحى و اخلاقى براى بشر دارد را تحريم كرده است . پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به اعتقاد ما از طريق وحى مىدانست كه مثلًا فلان نوع گوشت براى انسان مفيد و فلان نوع زيانبار است اوّلى را به حكم خداوند حلال و دومى را حرام معرفى كرد همچنين در انواع نوشيدنىها و ساير امور مربوط به زندگى مادى . و به تعبير ديگر : عدم ورود شريعت در حوزهء علوم و فنون مربوط به تسخير طبيعت ، به معناى عدم وضع احكام كلى براى اين روشها و هدفمند كردن آن در مسير سعادت بشر نيست ( شايد گويندهء آن سخن نيز منكر اين مطلب نباشد ) زيرا گرچه انسان مىتواند با تلاش پيگير و با عقل و آگاهىهاى خودش عناصر رفع كنندهء نيازهاى طبيعى را به تسخير درآورد ليكن شكى نيست كه اوّلًا اين عناصر با عناصر ديگرى كه بقاى انسان را تهديد مىكند درگير است و بايد با آن به مبارزه برخاست و آن را دفع كرد و از طرفى ديگر :
--> ( 1 ) . ر . ك : مجلّهء فقه اهل بيت ، سال دوم ، شمارهء 1 ، سال دوم ، ص 216 - 215 ، ( مقالهء جايگاه فقه در انديشهء اسلامى ) .