الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
68
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
بسيارى از انسانها زياده خواه و افزون طلبند و هيچگاه به وضع موجود اگر چه نيازشان را رفع كند قانع نيستند و پس از آنكه اصل بودن خويش را تثبيت كردند براى ارتقاى كيفيّت زندگى خويش و درك لذائذ و رفاهيّات بيشتر ، پيوسته تلاش مىكنند ، و قطعاً در آن تزاحمات و درگيرىها و در اين زياده خواهىها و افزون طلبىها اگر برنامههاى الهى و مذهبى به كمك نيايد ضريب انحرافات بسيار بالا مىرود ، انحرافاتى كه فقر و فساد و تبعيض را در سطح جامعه موجب مىشود و طبيعى است فقر و فساد و تبعيض ، تأثير مستقيمى در روح و روان انسان مىگذارد و بدبينىها و يأسها و ناهنجارىهاى ديگر اخلاقى را سبب مىشود و در نهايت صدمهء جدّى را به حوزهء سعادت و هدايت وارد مىسازد . به همين دليل در فقه اسلامى بايدها و نبايدهاى فراوانى در زمينهء مسائل مربوط به زندگى طبيعى انسان وجود دارد ، كه او را از امور زيانبار و خطرات حفظ مىكند . شاهد اين سخن وجود كتاب طهارت و نجاست در فقه است براى حفظ مسائل بهداشتى ، و كتابهاى اطعمه و اشربه براى رهايى از غذاهايى كه يا ضرر جسمى دارد يا ضرر معنوى و اخلاقى ، و نيز تحريم بعضى از تصرّفهاى زيانبار در طبيعت كه محيط زيست را ويران مىكند و به طور كلى تحريم اضرار به نفس و آنچه براى سلامت جسم و جان انسانها خطرآفرين است ( و ممكن است خود انسان خطر آنها را هنوز درنيافته باشد ) . نيازهاى روحى و معنوى : نوع دوم از نيازها ، نيازهاى روحى و معنوى و مربوط به حوزهء روانى انسان است كه منشأ گرايشهاى خيرخواهانه يا شرطلبانه در وجود انسان مىباشد و موجب صدور رفتارهاى ارزشى و ضدّ ارزشى از انسان مىشود مثل نياز به آرامش روح و پرستش ، نياز به آگاه شدن از راز هستىِ خود و جهان ، نياز به محبّت و احسان و مانند آن . شكّى نيست كه دريافت پاسخ صحيح به اين نيازها انسان را به انتخاب درستكارى و عدالت ، محبّت و . . . وامىدارد و به عكس ، پاسخ نادرست به آن ، او را به كفر ، ظلم ، نفرت مىكشاند . نيازمندى انسان به فقه براى رفع اين بخش از نيازها امرى روشن است زيرا گرچه عقل و فطرت انسان ، از پرتوافشانىهايى در اين حوزه برخوردارند و تا حدودى خير و شر و حق و باطل را نشان انسان مىدهند ليكن به عقيدهء ما پيچيدگىهاى مسائل روحى و روانى و دخالتهاى گرايشات سركش انسانى در اين حوزه به قدرى زياد است كه عدم سامان دهى و دخالت وحى و واگذارى زمام امر به دست عقل و تجربههاى بشرى ، به يقين انسان را به انحراف مىكشاند . بر همين اساس است كه بخش مهمّى از شريعت مقدّس ، تحت عنوان عبادات به اين حوزه اختصاص يافته و فقه اسلامى با كمك گرفتن از دو بخش اخلاق و اعتقادات ، راه شناخت عبوديّت و بندگى و آراسته شدن به مكارم اخلاقى را به انسان مىآموزد . نيازهاى اجتماعى : نوع سوم از نيازها ، نيازهاى اجتماعى است ،