الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
647
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
به گفته مورتون وايت فلسفهء ويليام جيمز را مىتوان چنين تفسير كرد كه : اگر عقيدهاى ما را براى زيستن بهتر يارى كند لازم است به آن معتقد شويم و حقيقتش پنداريم . پس بجاست كه گفته شود حقيقت آن است كه سودمند باشد . « 1 » به بيان ديگر جيمز تعريف متداول حقيقت را كه مطابقت فكر با واقع است بدين گونه تغيير داده كه اين مطابقت بايد در عمل باشد و موفقيت در رسيدن به خواستههايمان را بهتر تأمين كند . « 2 » نفوذ ديدگاه جيمز باعث شده است كه در حقوق انگليس و آمريكا ارزش قواعد حقوق و ميزان اعتبار آن را وابسته به اوضاع و احوال ويژه هر دعوا بدانند و كمتر به نظريههاى عمومى حقوق بپردازند يعنى در واقع هر پرونده و قضيه حقوقى را بر اساس اوضاع و احوال خاص آن و آنچه كه مصلحت اقتضا مىكند حل و فصل نمايند بر خلاف شيوه رايج حقوقى در فرانسه كه بيشتر به طرح و ابداع نظريههاى عمومى حقوق تمايل دارند . بايد توجّه داشت كه مقصود ويليام جيمز از مصلحت ، توجّه به همه آثار دور و نزديك يك عمل در حال و آينده است و همين نكته از خطر مصلحت بينى خصوصى در دعاوى و قضاياى حقوقى مىكاهد و قضات را به عدالت نوعى و نه شخصى ترغيب مىكند . « 3 » پيروان ويليام جيمز افكار جيمز بسيارى از دانشمندان آمريكايى را تحت تأثير قرار داد كه از آن جمله مىتوان به جان ديويى ، هومز و پاند اشاره كرد كه در ادامه به توضيح مختصرى در مورد افكار بعضى از آنان مىپردازيم : جان ديويى « 4 » بسيارى از نويسندگان ، ديويى را بزرگترين فيلسوف قرن بيستم آمريكا مىدانند . او تا سال 1930 استاد فلسفه در دانشگاههاى شيكاگو و كلمبيا بود و تا پايان عمر ( 1952 ) به تحقيق و تأليف ادامه داد . نوشتههاى او به ويژه در امور تعليم و تربيت مورد توجّه فراوان قرار گرفته است . جان ديويى در آغاز پيرو فلسفهء هگل بود ، سپس شيفته انديشههاى جيمز شد و امروزه يكى از مشهورترين نمايندگان مكتب پراگماتيسم به شمار مىآيد . ديويى به عقايد ويليام جيمز ، جنبهء علمى و عقلى بيشترى دارد مع ذلك به دليل نفوذ فلسفهء هگل در انديشهاش ، در برخى امور با جيمز اختلاف نظر پيدا كرد مثلًا ويليام جيمز آزادى را باارزشترين مفاهيم مىدانست در حالى كه ديويى بيشتر بر نظم تأكيد مىكرد و استقرار آن را برتر از آزادى مىدانست . ديويى معتقد بود كه شرايط اجتماعى بايد چنان
--> ( 1 ) . عصر تجزيه و تحليل ، ترجمه پرويز داريوش ، ص 187 به نقل از فلسفهء حقوق ، ج 1 ، ص 172 . ( 2 ) . فلسفهء عمومى ، اثر پل فولكيه ، ترجمه دكتر يحيى مهدوى ، ص 358 . ( 3 ) . ر . ك : فلسفهء حقوق ، ج 1 ، ص 173 . ( 4 ) . John Dewey .