الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
549
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
اجازهء پيشواى عادل تصرف كند » . « 1 » علّامهء حلّى نيز در « تذكرة الفقهاء » تعبير مشابهى دارد ؛ مىگويد : « إنّ المراد بالسّلطان هو الامام او حاكم الشّرع » . « 2 » شيخ طوسى در كتاب « نهايه » در مورد اجراى حدود نيز چنين مىنويسد : « فأمّا الحدود فليس يجوز لأحد إقامتها إلّا لسلطان الزّمان ؛ اقامهء حدود براى كسى جز سلطان وقت جائز نيست » . « 3 » امام شافعى ، در كتاب معروف خود الامّ در باب خريدوفروش غير مجازى كه در ميان مردم صورت مىگيرد به مسألهء مراجعه به سلطان عطف توجّه مىكند و رجوع به حكومت ( سلطان ) در جهت احقاق حق ، را توصيه مىنمايد . « 4 » وهبه زحيلى در كتاب الفقه الاسلامى و ادلّته مىنويسد : « آنگاه كه اكثريت مسلمانان ، با كسى بيعت كردند ، او واجب الاطاعه مىشود ، زيرا پيامبر اكرم فرمود : « دست خدا با جماعت است » . . . و منشأ اين وجوب آيهء 59 سورهء نساء است كه مىفرمايد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » و مراد از اولى الامر حاكمان و دانشمندان هستند ، همانگونه كه مفسّران و صحابه گفتهاند . « 5 » فصل پنجم : پاسخ به شبهات گرچه در اينجا مجالى براى ردّ شبهات و پاسخگويى مفصّل شبههها نيست ، ولى ضمن اشاره به برخى از شبههها به پاسخ كوتاه و اجمالى آنها نيز مىپردازيم . مكتب سكولاريزم : واژهء سكولار به كسى گفته مىشود كه زندگى و قوانين لازم آن را فقط با ديد دنيوى تفسير و تحليل كند . شايد براى واژهء فوق در زبان فارسى معادلى كه جامعيّت و هويت مفهومى و منطقى آن را بازگو كند نداشته باشيم ، ولى عنوان « جدايى زندگى اجتماعى از دستورات دينى » را تا حدّى مىتوان معادل آن دانست . به هر حال ، سكولاريزم به « جدايى دين از سياست » ، نظر دارد ؛ به گونهاى كه هيچ يك از آن دو در حوزهء ديگرى حق دخالت نكند ، تلقّى عمومى بر آن است كه سكولاريزم بيشتر به جدايى دين از حوزهء امور اجتماعى و سياست توجّه دارد ، نه عكس آن . اركان سكولاريزم : سكولاريزم با توجّه به مبانى نظرى ، داراى اركانى است از جمله :
--> ( 1 ) . مقنعه ، ص 278 . ( 2 ) . تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 592 . ( 3 ) . نهايه ، ص 300 . ( 4 ) . كتاب الام ، ج 5 ، ص 112 ( 5 ) . ر . ك : الفقه الاسلامى و ادلّته ، ج 8 ، ص 6206 .